مانگای کارگاه کلاه جادوگر به یک کتاب فوق العاده لوکس و گرون قیمت تبدیل شد!!

این خبری بود که امروز سایت ژاپنی ناتالی به همراه متن مصاحبه ای که با مانگاکا آتسوشی شیراهاما بود منتشر کرد و منم در حد و اندازه ی وسع و توانی که دارم براتون ترجمه می کنم. راستی فیگور کوکو هم قراره به فروش برسه!

خبرنگار: می بینیم که کتاب خیلی لوکسی از مانگای کارگاه کلاه جادوگر منتشر شد.

مانگاکا: ادیتور شخصا بهم گفت تا حالا همچین کتابی نساخته بودند(خنده)

خبرنگار: از اولم میخواستید همچین کتابی که مجموعه ای از تصاویر هنری بسازید؟

مانگاکا: بعد از انتشار کتاب هنریم گفتم دلم میخواد همچین کتابی منتشر کنم ولی کارگاه کلاه جادوگر فقط پنج جلد ازش منتشر شده و منم تصاویر کافی نداشتم با این حال وقتی خبر انتشار مانگا اونم در اندازه ی صفحات واقعی از ادیتورم شنیدم واقعا خوشحال شدم. معمولا توی کمیک های خارجی همچین کارهایی می بینیم و منم خوشحالم که تونستم از پسش بربیام.

خبرنگار: درباره ی ایده ی قرار گرفتن کاراکتر روی صفحه ی شفاف و اومدنش روی تصویر پس زمینه بهمون بگید.

مانگاکا: با خودم گفتم میخوام یه روز یک کار بکنم چون اکثر مردم هیچ وقت نمی تونند پس زمینه کار ببینند برای همینم این ایده را ادیتور در میون گذاشتم و اونم گفت نظرت چیه بزاریمش رو تلق؟ ممنون که بهش دقت کردید.

خبرنگار: چرا میخواستید شخص از پس زمینه جدا باشه؟

مانگاکا: فکر کردم با این کار میشه بعدا پس زمینه را تغییر داد از طرفی کاراکتر خودش پس زمینه را مخفی میکرد.

خبرنگار: که این طور پس شما طراحی مد نظر دارید.

مانگاکا: چون طراحم اگر این کار خوب از آب در اومد برای بقیشونم همین کارو می کنم (خنده)

خبرنگار: خیلی به پس زمینه توجه نمی کنید؟

مانگاکا: اینم هست…ولی بعضی وقتا میگم خیلی خوب شده(خندیدن) وقتی طراحی کاراکتر کامل نکردم پس زمینه هنوز همونجاس البته بعضی وقتام سیاهه…طراحیش واقعا لذت بخشه.

خبرنگار: تصاویر طراحی شده که برگرفته از نسخه ی اصلی مانگاست ولی تو بعضی صفحات دست خط می بینیم.

مانگاکا: میخواستم یه نسخه ی خطی بسازم مثل اونایی که توی نمایشگاه های هنری وجود دارند. و بعضی توضیحات کنار أثر درج می کنند.

خبرنگار: به نظرم روش جالبی انتخاب کردید.

مانگاکا: این طوری نشون داننش خیلی جالب بود ولی از طرفی خیلیم سخت بود مخصوصا اون قسمت درست کردن املای کلمات کانجی…(خندیدن). بیشترش برای اون قسمت هایی بود که نمیشند تو داستان اصلی توضیح داد مثل روستای کاشیوا که کوکو توش زندگی می کرد مسافرها می اومدند و چیزای مختلف میفروختند اگر بخوایی همه ی اونا را بگی به فیلمنامه آسیب وارد میشه و اگر بخوایی همشونو بکشی خوندن مانگا سخت میشه.

خبرنگار: برای همینم از کشیدن پس زمینه ها لذت میبرید که البته پر از نمایش تکنیک ها و مهارت های طراحیتونم هستند.

مانگاکا: خب من همیشه درباره ی استفاده از مواد مورد نظار در کارم جست و جو می کنم تا هرگونه سوالی را پاسخ بدم سعی می کنم طراحی های جالبی بکشم ولی چون کار روی مانگا برای خیلی مهمه سعی می کنم همه چی سریع و آسون پیش بره.