Super God Gene

ارسال شده توسط nepton

  • اکشن
  • زندگی مدرسه ای
  • کمدی
  • ماجراجویی
1
2
3
4
5
4.9 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار نامشخص
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت در حال پخش

آینده دری به سوی دوران باشکوه بین ستارگان است.بشریت بالاخره به تکنولوژی تلپورتیشن دست یافت.ولی وقتی انسان‎ها به آن سوی دروازه تلپورت کردند، آنها دریافتند که این مکان نه گذشته است و نه آینده و نه سرزمینی درمیان این کهکشان پر ستاره... این سرزمین مرموز درواقع پر است از موجودات مختلف و خطر ناک.بشریت قدم بزرگی به سمت تکامل خودش برداشت و عصر جدید با شکوه و درخشانی را در زیر آسمان پر ستاره شروع کرد. "موجود مقدس سوسک سیاه کشته شد.روح سوسک سیاه مقدس دریافت شد. گوشت سوسک سیاه مقدس را بخور و به صورت رندوم بین 0تا10 امتیاز ژنتیکی دریافت کن."    

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

داستان از جایی شروع میشه که بشریت به کهکشان ها تسلط پیدا کرده و تکنولوژی اون به جایی رسیده که موفق شده دستگاهی برای تلپورت بسازه. اما تلپورت به کجا؟ جواب روشنه، محراب خدایان. پس از اینکه اولین گروه از دستگاه تلپورت استفاده کردن خودشون رو توی مکانی به نام محراب خدایان دیدن. جایی که تکنولوژی های مدرن بشر ناکارآمده و انسان ها برای بقا مجبور هستن به قدرت خودشون تکیه کنن و با کشتن جانوران اون دنیا و خوردنشون امتیازات ژنی بدنشون رو تقویت کرده تا قوی تر بشن و از روحشون به عنوان سلاح استفاده کنن. هان سن پسریه که توی 16 سالگی برای اولین بار وارد محراب خدایان میشه اما از اونجایی که پدرش رو توی کودکی از دست داده و اموال خانوادش توسط عمو و عمه هاش بالا کشیده شده هیچ پشتوانه ای نداره و مجبوره از صفر شروع کنه. نقطه اوج داستان جاییه که اولین روح جانوری خودش رو بدست میاره پا در مسیر تبدیل شده به قدرتمندترین فرد در محراب خدایان و حتی دنیای بیرون میذاره.

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

وقتی پای ناول باشه نمیشه مثل کارهای مصور درمورد طراحی اون نظر داد. ولی از طرف دیگه توصیفات داستان میتونه کمک بزرگی به تصور کردن شخصیت ها، محیط داستا و مبارزات بکنه. و به قطع میتونم بگم سوپر ژن توی این بخش اصلا کم نذاشته. شما به راحتی می تونید با کمک توصیفاتی که نویسنده در اختیارتون قرار میده داستان رو توی ذهنتون تصور کنید و حتی خودتون رو جای شخصیت اصلی گذاشته و باهاش همزاد پنداری کنید. نویسنده در طول داستان تقریبا تمام اطلاعاتی که برای درک داستان نیاز دارید رو در قالب شخصی اصلی و حتی گاهی از زبان شخصیت های دیگه در اختیار مخاطب قرار می ده و نمیذاره جایی از داستان حساس گنگ بودن به فرد دست بده.

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

شخصیت هان سن در طول داستان از تکامل نسبتا خوبی برخورداره. در ابتدای داستان میشه دید با وجود باهوش بودن بخاطر قدرت کمی که داره تا حدودی ترسو به نظر میرسه و از سعی میکنه از دردسر دوری کنه اما در زمان مناسب شجاعت به خرج میده کاری که باید رو انجام میده. با جلوتر رفتن در طول داستان و قویتر شدنش، اعتمادبنفس بیشتری پیدا می کنه و برعکس گذشته میشه دید از بالا به بقیه نگاه می کنه و خودش رو برتر از بقیه می بینه، حتی گاهی چون خودش رو بالاتر میدونه تا لازم نباشه قدرتش رو به بقیه نشون نمیده. مگه اینکه پای جی یان ران(دوست دخترش😎) وسط باشه. درمورد بقیه شخصیت ها هم این رشد شخصیت تا حدودی صدق می کنه. برای مثال پسر بهشتی که توی تفاوت رفتارش توی محراب اول و دوم کاملا مشهوده. یکی از خوبی های نویسنده اینه که شخصیت های داستانش رو فراموش نمی کنه. شما ممکنه در ابتدای داستان با یک شخصیت برخورد کنید و بعد از مدتی فراموشش کنید، اما نویسنده برای تک تک شخصیت های داستانش برنامه داره و در زمان مناسب اونا رو برای اهداف داستانی به داستان برمیگردونه.

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

دنیایی رو تصور کنید که بشریت به بخش زیادی از کهکشان تسلط پیدا کرده و با دشمنانی فضایی سر قلمرو جنگ داره و با کمک ربات های عظیم الجسه ای که توی فیلم و انیمه های تخیلی دیدیم باهاشون می جنگن. دنیای رو تصور کنید که هیچ تکنولوژی در اون وجود نداره و برای بقا باید در اون با جانوران قدرتمند مبارزه کنید و از روح اونها به عنوان سلاح استفاده کنید. دنیایی رو تصور کنید که تمدن های باستانی در فضا وجود داشتن و به مرور منقرض شدن و حالا میتونید بازمانده تمدن اون ها رو کشف و از تکنولوژی های ناشناخته اون ها بهره ببرید. حالا شما داستانی دارید که همه این ها رو توی خودش جا داده و هیچکدوم در تضاد با دیگری نیستن. به شخصه تصور می کردم داستان بعد از رفتن به محراب دوم یکنواخت بشه. اما با ورود به هر محراب تصور شما از قوانین دنیا و دانسته هاتون از داستان کاملا متحول میشن و درک جدیدی از اون پیدا می کنید.