Underworld Restaurant

ارسال شده توسط tarannom85

  • آشپزی
  • تکه ای از زندگی
  • درام
  • فانتزی
1
3
4
5
5.0 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار نامشخص
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت در حال پخش

"8،8،8،8.2 میلیارد؟!" سروکله یه ساختمون 8.2 میلیاردی یهو تو زندگی یه آسمون جل پیدا میشه!! و... رستوران؟ رفتار مشتری هایی که به رستوران میان مشکوکه، و اونا فقط چیزای عجیب و غریبی میگن... توی قلب سئول یه داستان تاثیرگذار اما لرز آور اتفاق میفته. هر شب از ساعت یازده تا یک. رستوران جوسئونگ الان بازه! رستوران دنیای زیرین الان بازه!

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

8/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

برای اولین بار تصمیم گرفتم نقد بنویسم اونم برای یکی از کارهای موردعلاقم. موضوع داستان واقعا جدید و جالبه. به شخصه معمولا کارهایی رو میخونم که موضوعشون یا جدید باشه یا داستانشون اونقدر جون دار باشه که آدم دلش نخواد دل بکنه. گرچه دوست داشتم کمی پستی و بلندی های بیشتری داشته باشه و اون موقع واقعا بهتر میشد. چون دقت کردم اگه برای یک روز فاصله بیوفته شاید دیگه مثل دفعه اول کهشروع کردمش ذوق نداشته باشم برای خوندن ادامه اش. اما درهرصورت کنجکاوم ببینم در اخر قراره چطور به پایان برسه، یا داستان چطور کش پیدا میکنه. حتی با خودم فکرمیکنم یعنی مثلا از چپتر فلان که رد شم(چون همشو نخوندم هنوز) من رو قانع به خرید بقیه چپتر ها میکنه یا نه چون بودن داستان هایی که موضوع جالب، طراحی جالب و شخصیت های دلچسب داشتن اما بعد از چند چپتر به خاطر ثباتشون آدم رو خسته کردن. یک جاهایی هم به نظرم زود نویسنده گذر کرده یک جاهایی بیشتر باید بهشون میپرداخت یا بهتر بهشون میورداخت. مثلا دلایل یک سری اتفاق ها یا کنجکاوی شخصیت اصلی و خصوصیات دیگه شخصیت اصلی. نمیدونم ولی حس میکنم شخصیت اصلی از دغدغه اش که پوله و یک سری چیز های دیگه که اول براش مطرح بود خیلی سریع گذشت و انگار که خیلی بهش پرداخته نشد و اینا.

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

درمورد طراحی، اوایل ارتباط برقرار کردن باهاش سختم بود اما به مرور هرچی میره جلو انگار عادت میکنم. الان واقعا به نظرم اگه طراحی مانهوا یک جور دیگه بود شاید نمیتونست داستان به این قشنگی بشه.اما باز هم یک جاهایی که قصد داشت مانهواکا نشون بده که فلان شخصیت پر ابهته و همه ازش میترسن و یا هرچیز دیگه ای، یا طراحیش اینو نشون میداد یا بیشتر راجع به شخصیتش نشون میداد که ما بفهمیم از چیش میترسن یا چرا میترسن. شاید به خاطر ژانر مانهوا باشه اما باز هم به نظرم اون ویژگی های روح که باید ترسناک باشه و اینا خیلی خوب عمل نکرده یعنی خب طراحی این رو نشون نمیده.

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

شخصیت اصلی از یک فرد مشکوک که راحت قبول نمیکرد و دنبال پول بود خیلی راحت بیخیال شد انگار! خیلی زود دلرحم شد و خیلی زود با پول نداشتنش کنار اومد. حتی یک جایی در داستان انگار خیلی مشتاق پوله اما یک جای دیگه تو بانک اخرت سرمایه گذاری میکنه انگار که از اخرت بترسه! درواقع یک مقدار برای من شخصیتش جا نیوفتاده. البته اینکه انقدر احساساتیه و آدم مثبتیه به دل من میشنشینه اما باز هم قانعم نمیکنه! اینکه "چرا بقیه از مثلا فلانی میترسن" هم براش سوال نمیشه هم کلا جالب نیست. یا اون شخصیت موطلاییه(اسمشو یادم نیست) که به عنوان کمک اشپز پیشش کار میکنه، چرا از دخترا میترسه؟ اینا انگار براش سوال نیست. یا خیلی چیزای دیگه. مثلا پذیرشش خیلی سریع اتفاق میوفته و اینا.

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

7/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

با خوندن چند چپتر اول واقعا آدم فکرمیکنه داستانش نباید اونقدر جذاب باشه اما یکم جلوتر تازه انگار که میوفته روی دور قشنگ میشه. اما یک جاهایی هم خیلی ثبات داره داستان از جذابیت میوفته اما من خودم بهشخصه نمیدونم چرا به خریدن چپترهاش ادامه دادم! انگار اونقدر که باید کشش نداره یا مثلا جوری نیست که برای اومدن بقیه چپترهاش التماس کنی اما همزمان نمیتونی گوشیو بزاری کنار. تو نگاه اول فقط به خاطر موضوع اشپزیش اومدم بخونمش. درکل اگر آشپزی دوست دارید داستان خوبیه پیشنهادش میکنم. فقط باید از تقریبا چهار پنج چپتر گذشته باشه تا کم کم دستتون بیاد و جذب بشید.