A Villain’s Will to Survive

ارسال شده توسط Foliloquy

  • اکشن
  • پسرانه
  • درام
  • فانتزی
1
2
3
4
5
5.0 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار نامشخص
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت در حال پخش

یک شرور محکوم به مرگ… و من حالا تو بدن اونم. دکولین، باس میانی بازی که خودم ساختم، یه شخصیت محکوم به فناست. تو ۹۹۹ مسیر از ۱۰۰۰ تا، قراره بمیره. توی هر خط داستانی، توی هر داستان، همیشه مرگ در انتظارشه. دکولین قراره مثل یه شرور واقعی، تو هر حالتی کشته بشه. و حالا… من تو بدنشم. [هدف اصلی برای زنده موندن: تبدیل شدن به یه بخش ضروری از بازی.] اگه قراره حتماً بمیرم، پس کاری می‌کنم که این دنیا به من نیاز داشته باشه. سرنوشت؟ من خودم سرنوشتمو می‌نویسم.

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

داستان از این قراره که شخصیت اصلی٬ کیم ووجین٬ یهو به خودش میاد و میبینه تناسخ پیدا کرده تو بدن دکولین؛ همون نقش شرور و روانی بازی که خودش طراحی کرده و از قضا این کاراکتر بازیمون هم تهش به بدترین شکل ممکن کشته میشه. حالا دکولین جدید که میدونه چه سرنوشت لجن زار و دردناکی منتظرشه، تصمیم میگیره هر طور شده از اون پایان فرار کنه. اون برخلاف نسخه اصلی که فقط دنبال شرارت بود، حالا مجبوره با هوش و نقشه‌ های دقیق، رابطش رو با آدم‌ های خطرناک دور و برش (که قرار بود قاتلش باشن) تغییر بده. کل داستان سر اینه که آیا این آدم میتونه با تغییر دادن رفتارش، مسیر تقدیری که براش نوشته شده رو عوض کنه و زنده بمونه یا نه.

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

طراحی تیره و تاریکه، دقیقاً همون چیزی که باید باشه طراحیش واقعاً خفنه و اصلاً شبیه این مانهواهای فانتزی لوکس و جیغ و رنگارنگ نیست که چشم آدم رو بزنه. رنگبندی‌ ها و سایه‌ زنی های تیره قشنگ اون حس خفقان، ناامیدی و جدی بودن دنیای داستان رو بهت منتقل میکنن. قیافه‌ ی کاراکترها هم با دقت خیلی بالایی کشیده شده؛ جوری که قشنگ از توی چشاشون میتونی بفهمی کی داره نقشه میکشه، کی واقعاً ترسیده و کی داره نقش بازی میکنه. جزئیات توی میمیک‌ های صورت، مخصوصاً چهره ی مرموز و نگاهای سنگین دکولین واقعاً غوغا میکنه و آدم رو جذب میکنه. خلاصه که استایل هنریش با فضای سنگین و اتمسفر دارک داستان کاملاً مچه و لذت خوندن رو برات دوبرابر میکنه. طوری که انگار داری یه فیلم سینمایی معمایی و جنایی رو ورق میزنی و هر فریمش یه حس خاص بهت میده.

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

8/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

دکولین شخصیت اصلیمون یه آدم خاکستری باهوشه. راستش شخصیت اصلی رو خیلی دوست دارم چون اصلاً احمق نیست. از اینایی نیست که بشینه بقیه براش تصمیم بگیرن یا الکی منتظر معجزه باشه. خودش دست بکار میشه و حتی اگه لازم باشه یکم بدجنس‌ بازی هم درمیاره که فقط زنده بمونه؛ دقیقاً همین جنبه‌ ی واقع‌ گرایانشه که جذابش میکنه. اما بقیه هم بیکار ننشستن؛ مثلاً کاراکترای فرعی و اونایی که قرار بود دشمنش باشن، هر کدوم پیچیدگی خودشون رو دارن. تعامل دکولین با بقیه جوریه که انگار داره روی لبه تیغ راه میره؛ چون هر لحظه ممکنه یکی از این شخصیتا که قبلاً توی داستان اصلی قاتلش بودن، مچش رو بگیرن. شخصیتای مکمل مثل مهره‌ های شطرنجن که دکولین مجبوره باهاشون بازی کنه تا سرش رو به باد نده. خلاصه که همه‌ چی دور محور هوش و نقشه‌ های خود دکولین میچرخه و همین باعث شده کاراکترای دیگه هم توی این بازی بقا، عمق پیدا کنن و خشک و بی‌ روح نباشن.

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

جوریه که نمیتونی ولش کنی... از اون مانهواهاست که وقتی شروع میکنی، هی میگی «فقط یه چپتر دیگه» و یهو به خودت میای میبینی چند ساعت گذشته و هنوز تشنه‌ ی ادامه‌ ی داستانی. اصلاً خسته‌ کننده نیست و اون هیجانی که دنبالشی رو قشنگ بهت میده؛ چون هر لحظه ممکنه نقشه‌ های دکولین لو بره و همه‌ چی به هم بریزه. جذابیت اصلیش اینجاست که تو رو توی تعلیق نگه میداره و مدام از خودت میپرسی «حالا میخواد چطوری از این یکی جون سالم به در ببره؟». اگه دنبال یه کار جدی و خفن میگردی که یکم ذهنت رو درگیر کنه و از اون داستانای آبکی و تکراری فاصله بگیره، واقعاً میارزه که براش وقت بذاری. این مانهوا پتانسیل این رو داره که قشنگ ذهنت رو درگیر خودش کنه و تا آخرین لحظه با خودش بکشونه؛ چون ترکیب استرس، هوش و تلاش برای بقا، یه فرمول اعتیادآور ساخته که نمیشه راحت ازش گذشت.