Return of the Runebound Professor

ارسال شده توسط epep333

  • Isekai
  • اکشن
  • جادویی
  • ماجراجویی
1
2
3
4
5
4.9 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار نامشخص
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت در حال پخش

ماگوس ورمیل یه عوضی تمام‌عیار بود — منفورترین استاد توی آکادمی جادو. ولی وقتی یکی اون رو می‌کشه، دیگه هیچ خبری ازش نمی‌شه، تا اینکه پای یه روح سرگردون از زمین به نام نواه واینز میاد وسط. نواه به‌طرز عجیبی توی بدن ورمیل جا می‌گیره و قدرت‌های طلسم‌هاش و یه عالمه دشمن رو به ارث می‌بره. مشکل اصلی هم اینه که فردا باید توی کلاس تدریس کنه و هیچی از جادو نمی‌دونه! حالا نواه چطوری باید از این وضعیت ناجور نجات پیدا کنه؟

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

[حاوی اسپویل نیست. ولی یه خلاصه بدون اسپویل از اوایل بهتون میدم که دلیلی برای خوندش باشه] این داستان اول از همون کلیشه قدیمی بهشت و جهنم شروع میشه ولی اگه فکر کنید همین قدر مسخره جلو میره سخت در اشتباهید. اوایل شخصیت اصلی ما که هیچی از دنیای جدیدش نمیدونه، سعی میکنه یه جوری اطلاعات کسب کنه اما متوجه میشه اگر پیشرفت نکنه اتفاقی بد تر از مرگ به سراغش میاد. این داستان از عناصر خلاقیت، رمز الود بودن و شخصیت اصلی ای که دست به هرکاری میزنه تا پیشرفت کنه ولی همیشه در خطره واقعی مرگه استفاده میکنه [بیشتر از این اسپویله] ولی ما قرار نیست یه شخصیت اصلی با رشد سریع و قوی ببینیم، پیشرفت تدریجیه ولی هرچه به مراحل بالاتر میرسه سخت تر و با دشمنان بزرگ تری روبرو میشه. مورد بعدی پیچیده بودن سیستم جادو در داخل این دنیا هستش ولی غیر قابل درک نیست، هرچی شما بیشتر جلو برید، بیشتر با این سیستم آشنا میشید. در کل داستان مردی هست که به مرور سیگما میشه.

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

8/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

طراحی این مانهوا، نسبتا بهتر از مانگا های درجه سه و مانهوا های درجه ۲ هست(بستگی به سلیقه ی شما داره ولی به نظرم طراحی خوبی داره) وقتی که داشتم مانهوا رو میخوندم مشکل خاصی داخل طراحی ندیدم هرچند اعضای بدن انسان رو خوب به تصویر نکشیدن ولی مبارزات خوب و جزئیات زیاد مخصوصا اگر قرار باشه توجه بیشتری به اطراف داشته باشیم، به مرور طراحی خیلی بهتری میبینیم مخصوصا از فصل ۲ به بعد. در مورد رنگ و سایه ها هم میشه گفت حس نمیکنید تصویر پس زمینه و کارکتر چیزی جدا از هم هستند در کل این طراحی رو در بعضی مانهوا های قدیمی تر میبینید ولی واقعا خوب هست نه بیشتر و نه کمتر

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

از این قسمت بهتون نگم که شاهکاره؛ ما انواع و اقسام کارکتر ها با شخصیت های مجزای خودشون رو مشاهده میکنیم از کارکتر اصلی خلاق و وفق پذیر با هر شرایطی تا شخصیت های پارانویا و رمز آلود که هر کدام افکار و اهداف مشخص خودش رو داره، از یک برادر تنها تا یک دوست حیله گر (نمیگم فرد مورد نظرم کیه چون من داخل این مانهوا افراد زیادی به عنوان دوست کارکتر اصلی میدونم) همچنین شاید جالب ترین چیزی که داخل چپتر اول میبینید ایزدانی با عواطف انسانی باشند همچنین هر کارکتر زندگی خودش رو دنبال میکنه و لزوما اوایل داستان و حتی اواسط داستان متوجه این موضوع نخواهید شد.

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

خب چه چیزی رو در این داستان جذاب میدونم؟ همه چی اول از همه طراحی خاصش که حالا درسته در حد خیلی خوب یا عالی نیست ولی خوب رو به بالا [از بس داستان هایی با طراحی خراب و نصفه نیمه دیدم] همچنین به تصویر کشیدن عواطف و احساسات کارکتر ها هرچند به نظر افکار پوچ و بیهوده ای باشند اما نزدیک ترین به واقعیت در غالب داستانی هستن. فضای رمز آلود این مانهوا و شرایطی که نمیدونی کی و از کجا ممکنه ضربه بخوری (چه مرگبار و چه احساسی) و کارکتر اصلی ای که در تمام لحظه ها تحت فشار روحی، روانی برای نگه داشتن خودش هست کاملا ملموس و رمانتیک(میتونست فرد بیرحمی باشه که از همه سواستفاده کنه ولی خداروشکر نیست) و تمام اینها + دلایلی که مطرح نمیکنم برای من بسیار جذاب هستند.