I Adopted the Main Character, and the Genre Changed

ارسال شده توسط Mobarake

  • عاشقانه
  • فانتزی
  • کمدی
1
3
5
5.0 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار نامشخص
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت در حال پخش

خلاصه داستان: بانو بلیندا فقط می‌خواست با خیال راحت بچه‌ی نازنین و گوگولی مگولیش رو بزرگ کنه، اما مشکل اینجاست که تو دنیای سیستم لعنتی، هر وقت بلیندا می‌خواد یه جملهٔ مهربونانه به بچش بگه، سیستم اونو به بدترین، بی‌رحمانه‌ترین و وحشتناک‌ترین جملات تبدیل می‌کنه! 😵‍💫 مثلاً اگه بلیندا بگه: «عزیزم خییلی دوستت دارم!🥰»، مترجم سیستم فریاد می‌زنه: «ازت متنفرم، برو گمشو!🥲» در این بین، درست وقتیکه بلیندا از این وضع خسته شده، یه پیشنهاد خاص مطرح می‌شه: 🤔 «یه سال باهام ازدواج کن. تو بچتو بزرگ کن و ارثیتو بگیر، منم به هدفم می‌رسم!»🤡 بلیندا باید تو این دیوونه خونه عجیب و غریب، با یه شوهر مرموز و یه برادر که همیشه درحال کشیدن نقشه قتل براشه کنار بیاد، در حالیکه سیستم خونه‌خراب‌کن مدام حرفاشو با خاک یکسان می‌کنه!💀

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

7/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

اگه صادق باشم در رابطه با بیس داستان یه کلیشه وجود داره، اما اینکه چطور جزئیات خرج شده به مرور جالب ترش میکنه. تو این داستان بلیندا درست مثل یه مادر فکر و رفتار میکنه و اولویت های عاشقانه تو داستان به ملایمی پیش میرن. به مرور شخصت هایی مثل ویویان، تری، پنادل و چشایر هم به داستان اضافه میشن که هرکدوم دردسرای خودشون رو هم با خودشون میارن، اما وجه اشتراک همشون اینه که بلیندا رو همونطور که هست با رفتار خشن و سردش میپذیرند و کنارش می ایستن. این همکاری و شیفته شدن چیزی نیست که با کلمات شیرین بلیندا جذب شده باشه چون طبق داستان و بخاطر مترجم سیستم بلیندا عملا نمیتونه در حرفهاش از کارکتر شرور خارج بشه، بنابراین اینکه اطرافیانش به مرور رفتارش رو میبینن که با زبون تندش در تضاده باعث میشه بیشتر جذبش بشن. حتی لئو هم بعد مدتی متوجه میشه که حرفهای بلیندا از روی قصد بد نیست و دیگه ناراحت نمیشه. بین تمام کارکترهای داستان بنظرم جدای از اینکه هرکدومشون از کجا اومدن و چیکاره هستن یه شیمی خانوادگی قشنگ ایجاد شده. من این ملایمت تو داستان رو دوست دارم.

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

8/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

طراحی جالب و چشم نوازه، رنگ های گرم خیلی درست استفاده شدن و یه آرت رو به بالا رو نشون میدن که هم کیوته هم در جای نیاز میتونه خشن و دارک بشه. اما درکل تم شادی داره و جزییات خوب رعایت شده. اگه بخوام تخصصی بررسیش کنم فقط میتونم بگم که طراح میتونست برای زنده تر شدن تصویر روی سایه اجسام بیشتر کار کنه. اما خب این موضوع چیزیه که در سالهای اخیر تو مانهواها بولد شده و با توجه به ماهیت آروم کار شاید هم به نوعی نقطه قوت آرت محسوب بشه. در کل بصورت جمع بندی، آرت برای خواننده عام بسیار مورد مقبوله و برای آرتیست ها میتونه کمبود سایه ها احساس بشه.

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

8/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

تو این مانهوا تقریبا هر کارکتر که اضافه میشه با شخصیت خاص و رازهای مربوط به خودشه. بلیندا سرد و خشن ولی شیک و باهوشه. پنادل هم آروم و به جا حرف میزنه و زیرپوستی همیشه همه چیز رو زیرنظر داره. در ظاهر این دو اصلا نمیتونن کاپل خوبی بشن اما وقتی به رازهایی که پنهان میکنند نگاه بندازین اونوقت قلب هاشون به مرور نزدیک میشه. من شخصیت لئو و اینکه چطور هر چپتر بالغ تر میشه رو هم دوست دارم، بنظر میاد روند خیلی کندی داره اما این بچه کیوت مبدا و مقصد این داستانه و نباید از رشد شخصیتیش چشم برداشت. شخصیت های دیگه مثل تری و چشایر و ویویان هم هرکدوم جبهه و استایل و راز خودشون رو دارن که به مرور این رازها برملا میشه.

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

مجموع تمام فاکتور ها از پیچش داستانی بچه داری تا عاشقانه گرفته و جزئیات ریزی که هر چپتر بیشتر به داستان اضافه میشه باعث میشه این کار یکی از مانهواهایی باشه که دوست دارین هرچند وقت یکبار دنبالش کنید و بیشتر ازش بخونید. فکر میکنم با این سرعت چیزی حدود 200 چپتر داسته باشه و با توجه به اینکه الان یک چهارم مسیر ترجمه شده فرصت خوبیه تا بخونید و درمورد ادامش تصمیم بگیرید. درمجموع، میتونم بگم از کاراییه که علاوه بر داستان خوب در ژانر خودش، گرافیک و پیچش خوبی داره و در آینده رازهای شوکه کننده و غمناک دیگه ای هم به داستان اضافه میشه که جذابیتش رو بیشتر و سرگرم کننده تر میکنه.