Black Corporation: Joseon

ارسال شده توسط cocman

  • تاریخی
  • کمدی
1
3
4
5
4.9 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار نامشخص
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت در حال پخش

سازمان سیاه: جوسون- دیوانه ای که عاشق انواع زمینه ها مثل ارتش و موتور بخاری بود، تناسخ پیدا کرد. هرچند، پدرش پادشاه سجونگ کبیر بود؟ پادشاه خردمند و پسر دیوانه اش. همراه با وزران و انسان های بی شماری که مورد استثمار قرار گرفته بودن. حتی امروز هم، شب جوسون پر از نور و اضافه کاری بود.

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

چیزی که از همون اول توجهم رو جلب کرد اینه که برخلاف خیلی از مانهواهای تناسخی، داستان قرار نیست فقط با چند اختراع عجیب و غریب شخصیت اصلی رو قدرتمند کنه. هسته‌ی اصلی اثر روی پیشرفت اقتصادی، صنعتی و نظامی یک کشور می‌چرخه و همین باعث شده داستان مقیاس خیلی بزرگ‌تری نسبت به یک شخصیت یا یک خانواده پیدا کنه. شخصیت اصلی با ذهنیت و دانش دنیای مدرن وارد دوران چوسان میشه و تلاش می‌کنه با استفاده از دانش خودش، فناوری و ساختارهای مختلف رو جلو ببره؛ اما چیزی که برای من جالب‌تره، واکنش حکومت، اشراف، وزیرها و مردم به این تغییراته. اینجا هر اختراع فقط یک وسیله نیست و می‌تونه روی اقتصاد، قدرت نظامی، سیاست و حتی روابط خارجی تأثیر بذاره. اما نقطه ضعف داستان دقیقاً همین جاییه که می‌تونه برای بعضی خواننده‌ها نقطه قوت باشه. ریتم اثر در بعضی قسمت‌ها خیلی آروم میشه و تعداد زیادی دیالوگ درباره مدیریت، اقتصاد، سیاست و توسعه کشور وجود داره. حتی بعضی خواننده‌ها مشخصاً از طولانی شدن همین بخش‌ها انتقاد کرده‌اند. من خودم این موضوع رو الزاماً ضعف مطلق نمی‌دونم، چون اگر قرار باشه کشوری واقعاً توسعه پیدا کنه، نمی‌شه همه‌چیز رو با یک اختراع حل کرد؛ ولی بعضی جاها روایت می‌تونست اطلاعات رو طبیعی‌تر داخل داستان پخش کنه. در مجموع، داستان برای کسی که از توسعه تمدن، تاریخ جایگزین، سیاست و مهندسی خوشش میاد، خیلی جذابه و از نظر ایده و گستردگی واقعاً بالاتر از آثار معمول این ژانره

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

طراحی شاید اولین چیزی نباشه که باعث بشه مانهوا رو شروع کنم، ولی هرچی جلوتر رفتم بیشتر متوجه شدم که طراحی برای چنین داستانی وظیفه‌ی سختی داره. ما فقط با چند شخصیت در یک محیط ثابت طرف نیستیم؛ داستان شامل قصر، شهر، کارگاه‌ها، تجهیزات صنعتی، سلاح‌ها، کشتی‌ها، لباس‌های تاریخی و محیط‌های مختلفه و باید تفاوت بین یک چوسان سنتی و چوسانی که داره به سمت صنعتی شدن حرکت می‌کنه رو به مخاطب نشون بده. از این نظر طراحی محیط‌ها و تجهیزات اهمیت زیادی پیدا می‌کنه و اثر معمولاً از پس این کار برمیاد. چیزی که برای من جذابه اینه که طراحی اختراعات و تجهیزات فقط تزئینی نیست. وقتی یک فناوری جدید وارد داستان میشه، ظاهرش کمک می‌کنه بفهمیم با چه چیزی طرفیم و این موضوع برای اثری که بخش زیادی از جذابیتش از صنعت و تکنولوژی میاد، مهمه. از طرف دیگه، طراحی شخصیت‌ها هم به اندازه‌ای متفاوته که تشخیص افراد اصلی سخت نباشه و فضای تاریخی اثر حفظ بشه. با این حال، اگر بخوام سخت‌گیر باشم، این اثر از نظر طراحی همیشه در سطح شاهکارهای بصری مانهوا قرار نمی‌گیره. بعضی پنل‌ها ساده‌تر از چیزی هستن که انتظار دارم و در صحنه‌هایی که تمرکز اصلی روی گفت‌وگو و توضیحاته، جذابیت تصویری افت می‌کنه. بعضی محیط‌ها هم می‌تونستن جزئیات بیشتری داشته باشن. بنابراین طراحی رو بیشتر قوی، کاربردی و هماهنگ با داستان می‌بینم تا یک نقطه قوت مطلق.

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

شخصیت اصلی برای من یکی از عجیب‌ترین بخش‌های این مانهواست، چون برخلاف قهرمان‌های معمولی که بعد از تناسخ دنبال زندگی آرام یا قدرت شخصی هستن، ذهنش تقریباً از همون ابتدا درگیر ساختن و تغییر دادن محیط اطرافشه. علاقه‌ی شدیدش به فناوری، مهندسی و مسائل نظامی باعث میشه گاهی بیشتر شبیه یک مهندس دیوانه یا مدیر پروژه‌ی بدون مرخصی رفتار کنه تا یک شاهزاده‌ی معمولی. همین ویژگی همزمان نقطه قوت و ضعفشه. از یک طرف باعث میشه شخصیت هویت مشخصی داشته باشه و کارهایی که انجام میده قابل تشخیص باشه، ولی از طرف دیگه گاهی حس می‌کنم دنیا بیش از اندازه حول محور او می‌چرخه و افراد اطرافش فرصت کافی برای رشد مستقل پیدا نمی‌کنن. با این حال، چیزی که دوست دارم اینه که شخصیت اصلی صرفاً با زور و قدرت شخصی مشکلات رو حل نمی‌کنه. باید آدم‌ها رو قانع کنه، وزیرها رو همراه کنه، منابع پیدا کنه و سیستم ایجاد کنه. این باعث میشه شخصیت‌پردازی از طریق تصمیم‌های مدیریتی هم اتفاق بیفته. شخصیت‌های تاریخی و درباری هم جذابیت خودشون رو دارن و حضور پادشاه سجونگ و فضای سیاسی چوسان باعث شده روابط شخصیت‌ها فقط محدود به دوستی و دشمنی ساده نباشه.

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

جذابیت اصلی برای من در اینه که حس «ساختن» میده. خیلی از مانهواها بهت یک شخصیت قوی میدن و بعد منتظر می‌مونن ببینی چطور همه رو شکست میده؛ اینجا بیشتر منتظری ببینی چطور یک ایده تبدیل به یک صنعت، صنعت تبدیل به قدرت اقتصادی و قدرت اقتصادی تبدیل به تغییر سیاسی و نظامی میشه. همین زنجیره باعث شده حتی یک موضوع ظاهراً ساده مثل تولید یک وسیله یا ایجاد یک سیستم جدید، ارزش دنبال کردن داشته باشه. اگر دنبال اکشن مداوم هستین، احتمالاً اذیت میشین. بخش قابل توجهی از جذابیت اثر از جلسه‌ها، بحث‌های سیاسی، تصمیم‌گیری اقتصادی، طراحی فناوری و توضیح روند توسعه میاد. حتی بعضی خواننده‌ها دقیقاً به خاطر همین ریتم آرام و حجم زیاد دیالوگ‌ها اثر رو کنار گذاشتن. برخلاف تعداد زیادی از آثار تناسخی، صرفاً بهانه‌ای برای نمایش قدرت شخصیت اصلی نیست. ایراد داره، گاهی کند میشه و بعضی شخصیت‌ها می‌تونستن عمیق‌تر باشن، ولی ترکیب تاریخ جایگزین، مهندسی، اقتصاد، سیاست و توسعه تمدن، تجربه‌ای ساخته که خیلی راحت با هر مانهوا ایسکای دیگری قاطی نمی‌شه