Chronicles of the Demon Faction

ارسال شده توسط cocman

  • اکشن
  • پسرانه
  • تاریخی
  • درام
1
3
4
5
4.9 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار نامشخص
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت در حال پخش

چون هاجین قوی ترین قاتل اتحاد آسمانی برحق موریم درستکاریه. هاجین در حین فرار برای رسیدن به آزادی جونشو از دست میده ولی... تو بدن دشمن آشکار موریم درستکاری، ارباب سوم جوان فرقه شیطانی تناسخ پیدا میکنه! حالا غلبه بر موریم شیطانی توسط قوی ترین سلاح مخفی موریم درستکاری شروع میشه

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

شخصیت اصلی، چون در زندگی قبلی یک قاتل حرفه‌ای و مهره‌ی مهم جناح ارتدکس بوده، وقتی در بدن سئو ریانگ، سومین پسر فرقه‌ی شیطانی، بیدار میشه، با یک تناقض خیلی جالب روبه‌رو میشه؛ کسی که قبلاً دشمن این فرقه بوده، حالا باید برای زنده موندن داخل همون فرقه جای خودش رو پیدا کنه. بدن جدید او به‌دلیل یک اختلال قادر به استفاده عادی از چی نیست و همین باعث میشه شروع داستان صرفاً یک نمایش قدرت نباشه. چیزی که بیشتر دوست دارم، فضای سیاسی داخل فرقه‌ست. خطر فقط از بیرون نمیاد و شخصیت اصلی باید بفهمه به چه کسی اعتماد کنه، چه چیزی رو پنهان کنه و کجا قدرت واقعی خودش رو نشون بده. از طرفی گذشته‌ی هاجین و هدفش برای آزادی باعث میشه داستان فقط یک داستان انتقام ساده نباشه. قدرت برای او بیشتر وسیله‌ای برای به‌دست آوردن اختیار زندگی خودشه. این ویژگی باعث شده تصمیم‌هایش معمولاً یک دلیل مشخص داشته باشن. با این حال، داستان کاملاً بدون ایراد نیست. چون شخصیت اصلی از همان ابتدا تجربه‌ی بسیار زیادی داره، گاهی حس خطر واقعی کمتر میشه و بعضی درگیری‌ها از قبل نتیجه‌شون تقریباً مشخصه با این وجود، داستان از نظر ترکیب موریم، سیاست فرقه‌ای، تناسخ، انتقام و رشد شخصیت بسیار خوب عمل می‌کنه. مهم‌تر از همه اینکه روایت فقط دنبال این نیست که هر چند فصل یک دشمن جدید معرفی کنه؛ روابط و جایگاه شخصیت اصلی همزمان با قدرتش تغییر می‌کنه

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

استایل طراحی فقط برای زیبا کردن شخصیت‌ها نیست؛ حالت چهره، بدن و حتی نحوه ایستادن شخصیت‌ها کمک می‌کنه تفاوت بین یک شخصیت معمولی، یک مبارز حرفه‌ای و یک موجود واقعاً قدرتمند رو احساس کنیم. مخصوصاً وقتی پای شخصیت‌های سطح بالای فرقه وسط میاد، طراحی خیلی خوب می‌تونه حس «حضور» ایجاد کنه چیزی که من بیشتر دوست دارم، طراحی شخصیت‌های قدرتمنده. بعضی کاراکترها لازم نیست شروع به مبارزه کنن تا بفهمیم خطرناکن؛ صرفاً نحوه نمایش‌شون این حس رو منتقل می‌کنه. طراحی ارباب شیطانی هم به نظرم یکی از نمونه‌های موفق همین موضوعه. حضورش قرار نیست فقط با قدرت‌های عجیب معرفی بشه؛ ظاهر، حالت بدن و نحوه قرار گرفتنش در قاب باعث میشه وزن شخصیتی داشته باشه. حتی در بحث‌های مربوط به طراحی مانهوا، بارها از ظاهر و «ابهت» این شخصیت تعریف شده. از طرفی در بعضی مبارزات، افکت‌ها و سرعت اتفاقات می‌تونن باعث بشن جزئیات حرکت‌ها کمی گم بشه. ولی هرچه داستان جلوتر میره، به نظرم طراحی پخته‌تر و چشمگیرتر میشه.

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

سئو ریانگ یا همان هاجین چئون، قهرمانی نیست که یک‌دفعه تصمیم بگیره آدم خوبی بشه و گذشته‌اش رو فراموش کنه. او یک قاتل حرفه‌ای بوده و سال‌ها در دنیایی زندگی کرده که کشتن و استفاده از آدم‌ها بخشی از واقعیت روزمره‌اش بوده. حالا در بدن یک پسر جوان و در مرکز فرقه‌ای قرار گرفته که قبلاً دشمنش محسوب می‌شده. بنابراین رفتار سرد، حسابگر و گاهی بی‌رحمانه‌اش کاملاً با گذشته‌اش ارتباط داره. چیزی که برای من جالبه اینه که شخصیت اصلی فقط با قدرت گرفتن تغییر نمی‌کنه؛ روابطش هم کم‌کم روی تصمیم‌هاش اثر می‌ذارن. یعنی داستان صرفاً نمی‌گه «من قوی‌تر شدم، پس همه رو شکست می‌دم». ارتباط او با افراد فرقه، استادش و حتی کسانی که در ابتدا صرفاً بخشی از نقشه‌اش به نظر می‌رسن، باعث میشه نگاهش به زندگی جدیدش تغییر کنه. این بخش از داستان برای من از خود مبارزات جذاب‌تره البته شخصیت‌پردازی همه کاراکترها به یک اندازه قوی نیست. بعضی شخصیت‌های فرعی بیشتر برای جلو بردن داستان یا ایجاد یک موقعیت خاص استفاده می‌شن و فرصت زیادی برای پرداخت عمیق پیدا نمی‌کنن

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

ترکیب یک شخصیت اصلی با تجربه‌ی قاتل حرفه‌ای، فضای فرقه‌ی شیطانی، سیاست داخلی، مبارزات موریم و طراحی قوی، فرمولی ساخته که تقریباً همیشه چیزی برای دنبال کردن داره. از طرفی داستان فقط به مبارزه وابسته نیست؛ وقتی یک درگیری تموم میشه، معمولاً مسئله‌ی دیگری درباره جایگاه، روابط یا آینده‌ی شخصیت اصلی مطرح میشه. چیزی که جذابیتش رو بیشتر می‌کنه، تضاد بین شخصیت اصلی و محیط جدیده. او از نظر ذهنی یک آدم باتجربه‌ست، ولی از نظر موقعیت اجتماعی دوباره باید خودش رو ثابت کنه. این باعث میشه حتی وقتی می‌دونیم از بسیاری از اطرافیانش قوی‌تره، باز هم دنبال کنیم که چطور بازی رو پیش می‌بره. در واقع بخشی از لذت اثر از اینه که ببینیم یک قاتل حرفه‌ای چطور با سیاست و ساختار قدرت فرقه‌ای کنار میاد. البته بزرگ‌ترین ایرادش هم همین‌جاست: وقتی شخصیت اصلی بیش از حد توانمنده، بعضی مبارزات اون حس «نکنه ببازه؟» رو ندارن. در نتیجه تعلیق گاهی جای خودش رو به انتظار برای نمایش قدرت بعدی می‌ده. شاید در همه‌چیز بی‌نقص نباشه، ولی ترکیب موریم، سیاست، شخصیت اصلی حسابگر، روابط استاد و شاگرد و طراحی واقعاً قوی باعث شده هویت خودش رو داشته باشه. به نظرم نقطه قوت واقعی اثر اینه که حتی وقتی می‌دونی شخصیت اصلی احتمالاً از پس دشمن برمیاد، باز هم می‌خوای ببینی این بار دقیقاً چه نقشه‌ای برای له کردن طرف مقابل داره. در آخر می‌خواستم در حد ۹.۶ بهش بدم ولی چون نمی تونم انتخاب کنم به بالا رند کردم و ۱۰ دادم