Apocalyptic Thief

ارسال شده توسط Aliabrtbz13

  • اکشن
  • فانتزی
1
3
4
5
4.9 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار نامشخص
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت پایان یافته

طوفانی در جهان باعث جهش گونه ها شد. هیولاهای سمی، زامبی ها و غول‌ها در سطح شهر غرش کنان سلاح های خود را تکان میدادند. همانطور که جانوران در جنگل بر سر محدوده‌ی خود می جنگیدند، انسان ها نیز مجبور به این کار شدند و برای بالا بردن شانس پیروزی خود توانایی به خواب رفته ی خودشان یعنی قدرت ستاره ای را بیدار کردند.. ژو ژنگ، پسری بدون قدرت ستاره ای، به این دنیای آخرالزمانی منتقل شد، او با استفاده از توانایی های شخصیت دزد در بازی، مه و تاریکی ای که آنجا را در بر گرفته بود را از بین می برد و به دنبال تبدیل شدن به قدرت برتر ماجراجویی خود را آغاز نمود...

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

4/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

داستان ساده‌ای داشت که علاوه بر قابل پیشبینی بودن کسل کننده هم بود. سازنده اثر روند پیشرفت و ارتقاء کاراکتر اصلی رو تسهیل کرده بود(خودش و کاراکترای فرعی که خلق کرده بود فقط دنبال ارتقاء کاراکتر اصلی بودن). با سرعتی که ارتقای سطح قدرت و ارتقای سطح اجتماعی می‌داد می‌شد تو یک دقیقه سه بار دور زمین چزخید :)) جدا از شوخی قسمت اصلی داستان، پیشرفت کردن کاراکتر اصلی از یک فرد بدرد نخور به یک فرا نخبه با جایگاه اجتماعی بالا بود اما در این موضوع هم داستان ضعیفی داشت چون با یک جمله xهفته بعد کارو تموم می‌کرد و ارتقای سطح قدرت می‌داد، بدون اینکه چیز قابل قبولی ( چه برسه به جذاب) به بیننده نشون بده و بدون هیچ مشکلی پله‌های ترقی رو به سمت جایگاه اجتماعی بالا طی می‌کرد. از اینکه همه دست‌کمش می‌گرفتن بگذریم سازنده اثر از اول تا آخر داستان به هر بهونه‌ای متوسل شده بود تا یک شخص قوی کاراکتر اصلی رو به چالش بکشه تا با شکست دادن شخص قوی شاهد قدرتنمایی کاراکتر اصلی باشیم، در این حد که یک گروهی چون کاراکتر اصلی تنهایی تو جنگل داشت ریلکس می‌کرد می‌خواستن بکشنش :( مباحث عاشقانه رو که دیگه نگم احساس می‌کنم سازنده اثر حتی یک فیلم یا داستان عاشقانه هم ندیده و نخونده چه برسه به تجربه‌اش، بزور چند قسمت کوتاه مثلا عاشقانه بهش اضافه کرده بود و این چند قسمت کوتاه اینقدر ضعیف بودن که تنها راه تحمل کردنش گاز زدن زمین بود :))) * یکی نیست بهش بگه مگه مجبوری دادا؟؟ در کل داستان ضعف‌های غیر قابل قبول زیادی داشت

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

6/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

طراحی کاملا معمولی داشت، نه نقطه قوت اثر بود و نه نقطه ضعفش. البته طراحی تا زمانی معمولی حساب می‌شه که از ایراداتی مثل گلاده دور گردن زامبی به اندازه یه ساختمان پنج طبقه چشم پوشی کنی از ایراداتی مثل اینکه سازنده اثر یه ماسک می‌زاشت روی صورت ببر و به عنوان گونه متفاوت از ببری که صورتش ماسک نداره معرفی می‌کرد، طراحی یکی بود فقط یکیش صورتش ماسک داشت یکیش نداشت، مارها یا زامبی ها با طراحی یکسان فقط با تغییر رنگ یا اندازه گونه‌ای متفاوت از هم معرفی می‌شدن انگار سازنده اثر حال کشیدن و طراحی یک گونه جدید رو نداشت و از قبلی کپی می‌کرد با یکم تغییرات ریز یه گونه جدید معرفی می‌کرد

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

5/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

شخصیت پردازی ضعیفی داشت، شخصیت اصلی یک ماشین پیشرفت بود که مخصوصا با احساس ترس غریبه بود، از زندگی قبلی و گذشته بدن جدیدش هم چیز خاصی نشون ندادن تا ارتباطی با شخصیت اصلی بر قرار کنیم و کلی هم کاراکتر با گذشته، حال و اینده نامعلوم داشتیم که اصلا شخصیت پردازی نشده بودن مثل باد میومدن و مثل باد می‌‌رفتن

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

5/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

جذابیتی نداشت فقط بدرد گزران زمان می‌خوره موقع خوندنش انتظار چیز تاثیر گذار و خاصی نداشته باشین حتی می‌شه گفت اتلاف وقته و حتی منی که هم کامل خوندمش و حتی واسش نقد هم نوشتم بخاطر اینکه تعطیلات نوروزه و الان کار خاصی ندارم