اطلاعات
- نوع مانهوا کره ای
- تاریخ انتشار نامشخص
- تعداد چپتر نامشخص
- وضعیت در حال پخش
۳ تا کتاب میخوام بخورم! داستان یه پسر بی استعداد با آرزوی جادوگری که یه روز شانس در خونهاش رو میزنه!
رتبه داستان
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
9/10
توضیحات ( داستان )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است
اگر میخواید فقط به کلیت داستان پی ببرید به سراغ جمع بندی برید. بزارید با خلاصه داستان شروع کنیم. داستان درباره شخصی هست که با وجود نداشتن استعداد در جادو بازهم به کسب کردن دانش درباره جادو ادامه میده، تا اینجا داستان هنوز شروع نشده و همه مثل همیشه شخصیت اصلی رو مسخره میکنن اما نویسنده سعی کرده این موضوع رو کش نده، که واقعا کار درستی هم کرده. چون باعث میشه خواننده خسته و زده بشه... بعداز اینکه کارکتر ما برای چندمین سال میوفته، مثل همیشه که برای بیشتر تحقیق کردن درباره جادو به کتابخانه میره و نامید از اینکه نمیتونه جادو هارو اجرا کنه به یک گریمور بر میخوره، داستان از اینجا شروع شروع میشه. (از این به بعد اسپویله) بعداز این که به گریمور دست میزنه و گریمور به طور خودکار جذب میشه و این گریمور خودآگاهی داره(برای اینکه داستان زیاد معلوم نشه زیاد درباره گریمور توضیح نمیدم). گریمور قابلیت اینو داره که کتابهایی که به خوردش میدن رو جذب کنه و قابلیت جادویی که کتاب داشته رو به فرد منتقل کنه که البته محدودیت داره بسته به کیفیت کتاب و درک شخصیت اصلی، و البته که گریمور هم محدودیت داره در خوردن کتاب. کارکتر ما بعداز اینکه قابلیت های گریمور رو میفهمه(چندتا قابلیت داره که من یکیش رو گفتم) به استادش قول میده که امسال آخرین سالی باشه که تو آکادمی هست. بعداز اون شروع به پیشرفت میکنه و نویسنده برای کاراکتر روابطی در آکادمی به جز استادش تعیین نکرده که واقعا منطقی و درسته و با داستان سازگاری خیلی عالی داره. از اونجایی که من خودم به شخصه از آکادمی بدم میاد باید بگم که کاراکتر خیلی سریع از حد بچه هایی که در آکادمی درس میخوندن فراتر میره و دیگه جاش تو آکادمی نیست و اگه بخواد فارغالتحصیل بشه استادش بهش میگه که وقت تلف کردن و با من به عنوان شاگردم به مسابقات برج های جادویی بره و اینجا نقطه عطف مهمی میشه برای شخصیت ما و داستان هم از ابنجا شروع میکنه به هیجان انگیز شدن. *جمع بندی نویسنده تا جایی که تونسته سعی کرده که کاراکتر به طور غیر منطقی قوی یا ضعیف نباشه همچنین روابط سبک و زننده رو به وجود نیاورده تا داستان کند و حال بهم زن نباشه، همچنین به تحقیر کردن کاراکتر با نشون دادن جمعی که دارن اونو به سخره میگیرن به خاطر ضعیف و ناتوان بودنش زیاد توجه به خرج نداده تا مثل داستان های چینی آدم رو دل زده نکنه. در کل یک داستان خوب و با محتوا، همراه با روابط با ارزش و قابل توجه بهمراه یک شخصیت ساده و با هوش با طرز فکر یه بزرگسال رو به شما ارائه میده که واقعا خوندن این داستان رو بارزش میکنه و ادامه رو در بخش جذابیت نوشتم و پایان دادم....
رتبه ( طراحی )
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
10/10
توضیحات ( طراحی )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است
آرت به سبک مینیمال و ساده انجام شده، اما به جزئیات توجه شده. همچنین با کیفیت خوبی هم ارائه شده که باعث میشه شما رو خسته نکنه. و اگر بخوایم صادق باشیم آرت این کار واقعا جزو یکی از نکاتی محسوب میشه که داستان رو جذاب و به طور افسانه ای طور نشون میده.
رتبه ( کارکتر )
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
10/10
توضیحات ( کارکتر )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است
شخصیت این داستان چیزی نیست که شما در هر داستانی پیدا کنید، یک کاراکتر ساده به همراه تمام احساسات انسانی که میشه واقعا بهش گفت انسان. همچنین کاراکتر با توجه به سنش که در داستان گفته شده میخونه و با تصمیمات اون هماهنگی داره. به طور خیلی خلاصه میشه گفت، منحصر بفرده این داستانه و با ساده بودنش به دل میشینه پس نمره ای که برای این شخصیت باید بدی بنظرم 9 تا 10 باشه.
رتبه ( جذابیت )
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
10/10
توضیحات ( جذابیت )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است
از اونجایی که داستان ها با محوریت جادو، برج و آکادمی مثل نقل و نبات همه جا ریخته، کم داستانی پیدا میشه که کلمه "جذاب" رو بشه بهش اختصاص داد. این داستان با محوریت جادو، انقدر جزئیات به داستان اضافه کرده که بعضی مواقع واقعا میشه به عنوان جهانی افسانه که یکجایی در تخیلات و آرزو های ما گنجانده شده بهش فکر کرد و خود را در اون جهان تصور کرد، با استاد و برج جادویی بهمراه یک گریمور و جهانی بزرگ با نژاد های مختلف. امیدوارم از خواندن داستان لذت ببرید...