Got Dropped into a Ghost Story, Still Gotta Work

ارسال شده توسط Nsadeghi2002

  • اکشن
  • رمز آلود
  • فانتزی
5
5.0 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار نامشخص
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت در حال پخش

افتادم توی داستان ارواح، ولی هنوز باید کار کنم استخدام فوری - نیرو لازم داریم! شرکت تخصصی داستان‌ های ارواح، «رویای روز»! مزایای فوق‌العاده، حقوق عالی و محیط کاری بی‌ نظیر؛ همین الان به ما ملحق بشید! ※ توجه: شرکت در قبال هرگونه جراحت یا مرگ‌ و میری که حین انجام وظایف کاری برای کارمند پیش بیاد، هیچ مسئولیتی نداره. یه روز برای شرکت توی یه رویداد تبلیغاتی مربوط به یه اثر فانتزی مدرن که خیلی دوستش داشتم، از سر کارم مرخصی گرفتم و رفتم سراغش. ولی یه اتفاق عجیب افتاد و من به دنیای همون اثر فانتزی منتقل شدم! اونم نه به‌ عنوان یه شخصیت معمولی... بلکه به‌ عنوان یه کارمند تازه‌ استخدام‌ شده توی یکی از معروف‌ ترین شرکت‌ های بزرگ اون دنیا! یه شغل رویایی با مزایای عالی، حقوق بالا و حتی رئیس‌هایی مهربون و ماهر. با اطلاعاتی که از داستان و اتفاقات آینده دارم، با سرعت نور توی شرکت پیشرفت میکنم! میپرسین خوشحالم؟ فقط یکی بیاد منو از این کابوس لعنتی بیدار کنه... التماستون میکنم!

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

به نظرم اندرریت‌ترین مانهواست. واقعاً نمی‌فهمم چرا این اثر با این کیفیت، این‌قدر کمتر از چیزی که انتظار داشتم دیده شده. شاید یکی از دلایلش این باشه که تمش با چیزی که این روزها از مانهواها می‌بینیم متفاوته. توی دوره‌ای که اکثر داستان‌ها به یه فرمول امتحان‌پس‌داده محدود شدن و فقط با تغییر جزئیات همون مسیر رو تکرار می‌کنن، این اثر واقعاً یه تجربه متفاوته. البته تفاوتش فقط به ایده اولیه محدود نمی‌شه؛ چیزی که بیشتر از همه منو تحت تأثیر قرار داده، نحوه پرداخت داستانه. حدود ۸۰ درصد ناول رو خوندم و با اطمینان می‌تونم بگم داستان واقعاً واقعاً عالیه. همه‌چیز به هم ربط داره، کوچک‌ترین جزئیات هم بی‌دلیل وارد داستان نشدن و مشخصه که پشت اتفاقات و اطلاعاتی که به مخاطب داده می‌شه، فکر وجود داشته. از اون داستان‌ها نیست که یه اتفاق مهم رو مطرح کنه و بعد برای جلو بردن روایت، هرطور شده ازش عبور کنه؛ هرچی جلوتر می‌ری، بیشتر متوجه می‌شی که اتفاقات و جزئیات قبلی چطور در کنار هم قرار می‌گیرن و به تصویر بزرگ‌تری شکل می‌دن. به نظرم این میزان از انسجام و توجه به جزئیات واقعاً کمیابه، مخصوصاً وقتی داستانی قراره هم فضای ترسناک داشته باشه، هم کمدی و هم کلی شخصیت و اتفاق مختلف رو مدیریت کنه. چیزی که بیشتر تحسینش می‌کنم اینه که داستان برای غافلگیر کردن مخاطب مجبور نیست قوانین خودش رو زیر پا بذاره؛ اتفاقاً هرچی بیشتر با دنیای اثر آشنا می‌شی، بیشتر متوجه می‌شی که از اول چه چیزهایی رو در اختیارت گذاشته بوده. واقعاً دلم می‌خواد به این بخش ۱۰۰ از ۱۰ بدم، چون بعد از خوندن این حجم از داستان، هنوز هم به نظرم با اثری طرفم که از نظر کیفیت روایت و انسجام، خیلی بالاتر از چیزی قرار می‌گیره که معمولاً از این ژانر انتظار دارم.

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

آرت این اثر از اون مواردیه که صرفاً نمی‌تونم بگم خوبه یا از نظر ظاهری جذابه، چون به نظرم واقعاً به کیفیت خود داستان کمک کرده و باعث شده اثر تأثیرگذاری بیشتری داشته باشه. وقتی داستانی تا این اندازه روی جزئیات، فضای ترسناک و موقعیت‌های غیرعادی حساب می‌کنه، طراحی هم باید بتونه این ویژگی‌ها رو به مخاطب منتقل کنه. اینجا آرت صرفاً وسیله‌ای برای نمایش اتفاقات نیست، بلکه مکمل داستانه و به نظرم انتخاب‌ها و نحوه اجرای بصری اثر باعث شدن تجربه خوندنش بهتر بشه. مخصوصاً در داستانی که باید بین لحظات کمدی و فضای ترسناک تعادل برقرار کنه، طراحی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنه؛ چون اگر این دو فضا به‌درستی از هم متمایز نشن، ممکنه یا از تأثیر صحنه‌های ترسناک کم بشه یا طنز داستان اون‌طور که باید جواب نده. چیزی که برای من مهمه اینه که طراحی در خدمت داستان قرار گرفته و باعث نشده اثر به‌جای تکیه بر روایت و شخصیت‌ها، صرفاً با تصاویر جذاب مخاطب رو نگه داره. از طرف دیگه، وقتی داستان تا این اندازه به جزئیات اهمیت می‌ده، کیفیت اجرای بصری هم کمک می‌کنه مخاطب بهتر با فضای اثر ارتباط برقرار کنه و اتفاقات رو ملموس‌تر درک کنه. به نظرم یکی از اشتباهاتیه که می‌شه در ارزیابی چنین آثاری مرتکب شد، اینه که طراحی رو کاملاً جدا از داستان در نظر بگیریم؛ چون در این مورد، این دو بخش در کنار هم کار می‌کنن و نتیجه‌ای که به دست اومده، از مجموع هرکدوم به‌تنهایی بهتره. واقعاً فکر می‌کنم اگر آرت به این شکل با داستان هماهنگ نبود، بخشی از تأثیرگذاری اثر از بین می‌رفت. در مجموع، طراحی برای من فقط یک نقطه قوت مستقل نیست، بلکه یکی از عواملیه که باعث شده کیفیت کلی مانهوا بیشتر به چشم بیاد.

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

شخصیت‌پردازی این مانهوا واقعاً یه چیز دیگه‌ست. وقتی می‌گم تک‌تک شخصیت‌ها شخصیت و بک‌گراند خودشون رو دارن، منظورم صرفاً این نیست که برای هرکدوم یه گذشته تعریف شده یا چندتا ویژگی شخصیتی مشخص دارن؛ مسئله اینه که هرکدوم هویت خودشون رو دارن و حضورشون توی داستان معنی‌داره. پیچش‌های شخصیتی هم دقیقاً از اون چیزهاییه که باعث می‌شه شخصیت‌ها جذاب‌تر بشن؛ چون وقتی یه رفتار یا تصمیم با چیزی که قبلاً از یه شخصیت می‌دونستیم جور درنمیاد، داستان در ادامه می‌تونه دلیلش رو روشن کنه و باعث بشه به اتفاقات قبلی با دید متفاوتی نگاه کنیم. از اون لحظه‌ها که با خودت می‌گی پس دلیلش این بود و تازه متوجه می‌شی چرا فلان رفتار یا اتفاق از همون اول اون‌طوری به نظر می‌رسید. اما به نظرم نقطه اوج شخصیت‌پردازی اینجاست که هیچ‌کدوم از شخصیت‌ها کامل نیستن؛ حتی شخصیت اصلی. قرار نیست شخصیت اصلی همیشه درست‌ترین تصمیم رو بگیره، همیشه درک درستی از شرایط داشته باشه یا صرفاً به این دلیل که قهرمان داستانه، از بقیه منطقی‌تر و بهتر عمل کنه. این موضوع هرچی داستان جلوتر می‌ره، با شدت بیشتری خودش رو نشون می‌ده و باعث می‌شه شخصیت‌ها واقعی‌تر و پیچیده‌تر به نظر برسن. نکته مهم اینه که نقص‌های شخصیتی صرفاً برای ایجاد درگیری یا پیش بردن داستان به وجود نیومدن؛ بلکه بخشی از هویت خود شخصیت‌ها هستن و روی رفتارها، تصمیم‌ها و روابطشون تأثیر می‌ذارن. به همین دلیل هم نمی‌شه شخصیت‌ها رو صرفاً با چند صفت ساده توصیف کرد و انتظار داشت شناخت کاملی ازشون داشته باشیم. هرچی بیشتر باهاشون آشنا می‌شی، احتمال اینکه برداشت اولیه‌ات تغییر کنه بیشتر می‌شه و همین مسئله باعث می‌شه روابط و اتفاقات داستان هم جذاب‌تر بشن. برای من، اینکه یه اثر بتونه نه فقط شخصیت اصلی، بلکه تک‌تک شخصیت‌هاش رو تا این اندازه قابل‌توجه و چندلایه بنویسه، واقعاً ارزشمنده. به نظرم این یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت داستانه و چیزی نیست که بشه به‌راحتی از کنارش گذشت.

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

واقعاً وقتی تعداد لایک‌های این اثر رو در مقایسه با بقیه مانهواها دیدم، برام سؤال شد که چرا این‌قدر کمتر از چیزی که انتظار داشتم دیده شده. با این کیفیت داستان، این میزان توجه واقعاً برام قابل‌درک نبود. البته فکر می‌کنم یکی از دلایلش می‌تونه ترکیب ژانر وحشت و کمدی باشه؛ ترکیبی که اگر مخاطب باهاش ارتباط برقرار نکنه، ممکنه نتونه از تمام ظرفیت‌های داستان لذت ببره. فضای ترسناک و طنز همیشه به‌راحتی کنار هم قرار نمی‌گیرن و این سبک هم لزوماً همه‌پسند نیست. ممکنه کسی از داستان‌های ترسناک انتظار فضای جدی‌تری داشته باشه یا با حضور کمدی در چنین فضایی ارتباط نگیره؛ از طرف دیگه، کسی که دنبال یه اثر کمدیه هم شاید با فضای تاریک و اتفاقات ماورایی داستان راحت نباشه. اما به نظرم این مسئله بیشتر از اینکه نشون‌دهنده ضعف اثر باشه، به سلیقه مخاطب و نوع انتظاراتش برمی‌گرده. چیزی که این مانهوا رو برای من جذاب می‌کنه، فقط تفاوتش با آثار دیگه نیست؛ بلکه کیفیتیه که پشت این تفاوت وجود داره. داستانی که با دقت نوشته شده، شخصیت‌هایی که هرکدوم هویت و پیچیدگی خودشون رو دارن و طراحی‌ای که به بهتر شدن تجربه خوندن کمک می‌کنه، در کنار هم اثری ساختن که واقعاً دوست دارم مخاطب‌های بیشتری کشفش کنن. از اون کارهاست که وقتی به کیفیتش فکر می‌کنم، دلم می‌خواد توی همه بخش‌ها بهش ۱۰۰ از ۱۰ بدم؛ نه به این معنی که هر اثر باید بی‌نقص باشه، بلکه چون واقعاً احساس می‌کنم چیزی که از این مانهوا دریافت کردم، خیلی بیشتر از انتظاری بوده که ازش داشتم. شاید برای همه مناسب نباشه و ترکیب ژانرهاش باعث شده مخاطب‌های محدودتری داشته باشه، اما برای کسی که با سبک داستان ارتباط برقرار می‌کنه، می‌تونه تجربه‌ای واقعاً کم‌نظیر باشه. در نهایت، برای من این اثر نمونه‌ای از اینه که چطور می‌شه بدون تکیه بر فرمول‌های تکراری، داستانی ساخت که هم از نظر روایت و شخصیت‌پردازی قوی باشه و هم تا مدت‌ها بعد از خوندنش، ارزش فکر کردن داشته باشه.