اطلاعات
- نوع مانهوا کره ای
- تاریخ انتشار نامشخص
- تعداد چپتر نامشخص
- وضعیت پایان یافته
معلومه که اینطوری شد، حتی تو زندگی جدیدم هم شخصیت اصلی نیستم. با اینکه من شخصیت منفی یه داستان کلیشه شدم که در آخر به دستای شوهرش کشته میشه، با خودم فکر کردم اگه جریان داستان رو تغییر بدم شاید بتونم بعد از مرگ ناعادلانهی قبلیم یه زندگی جدید بسازم. این فکری بود که من داشتم ولی متوجه شدم که اجازهی این کار رو به راحتی به من نمیدن! ولی خب به هرحال اگه قراره مجبورم کنن که داستان اصلی رو پیش ببرم حداقل دوست دارم که یه بار شوهر خیلی جذابمو ببوسم! من قراره به اون یاد بدم که چطور به درستی با من رفتار کنه حتی اگه به نظر اون من "یه مار در ظاهر گل از خانوادهی ریگلوهوف" هستم. و واقعا کی میدونه؟ از اونجا که حالا من تو این بدن زندگی میکنم... شاید هم تونستم مسیر داستان رو عوض کنم؟
رتبه داستان
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
توضیحات ( داستان )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است
رتبه ( طراحی )
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
توضیحات ( طراحی )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است
رتبه ( کارکتر )
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
توضیحات ( کارکتر )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است
رتبه ( جذابیت )
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
توضیحات ( جذابیت )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است