Job Switch Log

ارسال شده توسط Mahdimo

  • عاشقانه
  • کمدی
5
5.0 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار نامشخص
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت در حال پخش

تو یه استارتاپ شلوغ، دو تا آدم کنارِ هم قرار میگیرن که کاملا با همدیگه متفاوتن. جوی: خوشگله، اجتماعیه و تو کارش هم استاده. مکس: آدم نامرئیِ شرکته، از جمع فراریه و قهرمان تنهایی غذا خوردنه. این دو نفر باهم هم‌تیمی‌ میشن و مکس روز اول، یه چیزی رو توی صفحه‌ی لپ تاپ جوی می‌بینه که نباید می‌دید! از همون لحظه، زندگی آروم و بی‌ سر و صدای کاری مکس، تبدیل به یه کمدی پرماجرا و پرتشویش میشه.

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

اثری جذاب و جالب، یه برنامه نویس که تو یه شرکت بدون هیچ انگیزه ایی داره کار می‌کنه و دنیا رو آب ببره اینم خواب می‌بره، یکدفعه دختری رو میبینه که ازش خوشش میاد، وارد میشه که بتونه دلشو به دست بیاره، خب داستانش ریتمش اینجا خیلی بشدت کند هست و حوصله شما تا نزدیکی چپترای 30 سر می‌ره اما از چپتر 30 به بعد با افزودن واسطه بین شخصیت اصلی و زن شخصیت اصلی شاهد افزایش سرعت داستان هستیم و داستان بلاخره از خسته کنندگی در میاد و جذابیت پیدا می‌کنه و داره جذاب تر میشه و اگر ادامه پیدا کنه و شخصیت اصلی جرعت بیشتری داشته باشه یه رومنس خوب و معقول رو شاهد خواهیم بود

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

طراحی بگم که طراحی شخصیت ها جالبه ولی اینکه طراح میتونست طراحی زن و مرد شخصیت اصلی رو بهتر کنه و کرد یکی دو چپتر! اینجاست که طراحی نمره اش افت میخوره، البته طبیعیه! کسی که مشقله زیادی زیاده به طبع نمیتونه به خودش برسه، البته بجز این پسره که خودش نمیخاد، و شخصیت های فرعی خیلی خوب ایفا شدن و دارن نقش خودشونو بازی میکنن، مثلا استر ، یه شخصیت فرعی که از اصلی کاریزماتیک بیشتری داره و شخصت های دیگه و حتی مدیر بخش، جوری طراحی شده که نقش یه آدم منفی که تو شرکت فقط بلده جیب برنامه نویس ها رو بزنه بازی میکنه

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

شخصیت ها اینو بگم که همه اشون دارن نقش خودشونو بجای درست خودشون ایفا میکنن یه آدم که میخاد شخصیت اصلی دختر رو بدست بیاره، و استری که بخاطر تشخصیت اصلی مرد اون آدم رو ازش جدا می‌کنه، مدیری که نقش بد ماجرا هست که واقعا برای یه شرکتی که توش حتی همکارا هم بد شما رو میگن مناسب طراحی شده و باقی شخصیت ها که تعادل رو رعایت کردن، شخصیتایی که آرومن و شخصیت هایی که خشن هستن تو این کار به این میزان تقسیم بندی شده، نه خبری از شرور خیلی خیلی بد هست نه خبری از یه آدم کاریزماتیک مثبت مثبت که این کارو به یک رومنس درست و حسابی تبدیل کرده

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

داستان اگر براتون اوایلش حوصله اتون سر نره و بتونید تحمل کنید کامبکی میزنه که میگید ایولا عجب چیزیه! همون‌طور که گفتم از جذابیت های دیگه اش اینه که مثلث و مربع و متوازی اضلاع عشقی تو کار نداریم و یه اثر آروم و کند و اوایل داریم بعدش کامبکی که میخوره و پسره بلاخره دل رو به دریا میزنه اون وقت معنای رومنس توش پیدا میشه، البته از حق نگذریم اوایل فقط جمع بندی و صف کشی و تیم جمع کردن برای شخصیت اصلی مرد برای بدست آوردن دل شخصیت اصلی زن هست و این موضوع خیلی مهمی هست برای یک کار، کاری که شروری نداره، دشمنی نداره، نیاز به صف کشی و تیم آرایی داره برای اینکه شخصیت های اصلی زن و مرد به هم برسن و اگر بتونید تحمل کنید و بخونید شما شاهد اثری جذاب و خواندنی خواهید بود