اطلاعات
- نوع مانهوا کره ای
- تاریخ انتشار نامشخص
- تعداد چپتر نامشخص
- وضعیت در حال پخش
یک قاتل پیر مورد خیانت قرار میگیره اما انرژی و جوانی دوبارهای به دست میاره. اگرچه... هیچکس اون رو به خاطر نمیاره؟! "پس من دوباره تبدیل به قدرتمندترین قاتل دنیا میشم!"
رتبه داستان
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
7/10
توضیحات ( داستان )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است
اگر بخواهیم خیلی رک و بیتعارف داستان مانهوای پیتر قاتل رو کالبدشکافی کنیم، باید بگم با اثری طرفیم که ته جذابیت، هیجان و تزریق خالص آدرنالینه، اما به شرطی که قبل از ورود، منطق رو بذاری دم در و بعد وارد بشی! تصور کن جان ویک پیر و سالخورده شده، بعد یهو به طرز معجزهآسایی دکمهی بازگشت به جوانی رو میزنه و با هیکل بیست سالگی و مخِ یک قاتلِ پیر و کارکشته، میفته به جون دشمنهاش؛ ایدهی اولیه رسماً بمب و پشمریزونه! داستان اصلاً اهل لفت دادن و مقدمهچینیهای لوس نیست؛ از همون چپترهای اول گازش رو میگیره و تو رو شوت میکنه وسط رینگ و نبردهای خونین. سرعت پیشرفت کار اونقدر بالاست که اصلاً وقت نمیکنی گوشی رو بذاری زمین و برای کسی که دنبال یک کار اکشن و انتقامیِ سریع میگرده، دقیقاً میزنه به هدف. اما نیمهی تاریک ماجرا اینجاست که نویسنده یک جاهایی رسماً با منطق روایی خداحافظی میکنه. هر جا سناریو قفل میکنه یا داستان توی چاه گیر میکنه، یهو یک معجزهی هندی، یک زره داستانیِ فوقضخیم یا یکسری قابلیت و توانایی عجیبغریب رو میکشه وسط که اصلاً با فاز رزمی و فیزیکی که خودش از اول ساخته بود جور درنمیاد و رسماً بهت حس چیت زدن وسط بازی رو میده. از طرفی شخصیت اصلی داستان اونقدر غول، بینقص و بهاصطلاح OP هست که گاهی حس خطر واقعی کاملاً ماسیده میشه و از قبل میدونی تهش قراره چطوری همه رو سوسک کنه و شرور اصلی هم همیشه چالش های شدنی به شخصیت اصلی میده به صورت کلی بگیم داستان زیادی هوای پیترو را داره. در نهایت، داستان این کار نمرهی هفت از ده رو میگیره؛ چون مثل یک فستفود چرب و چیلی و شدیداً لذیذ عمل میکنه که موقع خوندنش کلی صفا میکنی، ولی اصلاً نباید به فرمول ساختش و راهحلهای فضایی نویسنده فکر کنی تا اون طعم مشتیش زیر زبونت تلخ نشه!
رتبه ( طراحی )
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
10/10
توضیحات ( طراحی )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است
برویم سراغ بخشی که این مانهوا توش رسماً پادشاهی میکنه، یعنی آرت و طراحی فضای! اگر بخش داستانی کار کمی سینوسی بالا و پایین بشه، طراحی فیزیکی و بصریش یک خط صاف و بدون افت رو به فضاست. گرافیک و آرت این اثر قشنگ مثل این میمونه که یک استودیوی انیمیشنسازی خفن با بودجهی نامحدود هالیوودی نشسته و تکتک فریمها رو با وسواس نقاشی کرده. صحنههای اکشن و درگیریها اونقدر پویا، روان و پر از جزییات کشیده شدن که وقتی پیترو یک مشت یا لگد میزنه، تو قشنگ حس میکنی ضربه از صفحهی گوشی رد شده و افکتش خورده تو صورت خودت! طراح کار توی کشیدن افکتهای حرکت، سرعت و ضربات سنگین رسماً جادو کرده و موقع خوندنش بهت حس تماشای یک فیلم سینمایی اکشن و باکیفیت رو میده. از طرف دیگه، طراحی کاراکترها و بهاصطلاح «دریپ» و استایلشون فوقالعاده جذابه؛ یعنی ابهت، سنگینی و اون نگاههای ترسناک و فازِ مخوف پیترو و بقیه آدمکشها جوری به تصویر کشیده شده که قشنگ به دل مخاطب میشینه و حس قدرت رو منتقل میکنه. نورپردازیهای تاریک، استفادهی شاهکار از رنگهای تند و عمیق توی صحنههای حساس و جزییات دقیق لباسها و محیط، نشون میده که تیم گرافیکی اصلاً سمبلکاری نکرده و برای چشم مخاطب ارزش زیادی قائل بوده. در نهایت، من به بخش آرت و طراحی این مانهوا نمرهی پربرکت و کاملاً حلالِ ده از ده رو میدم؛ چون جلوههای بصری این کار یک پکیج کامل از زیبایی، جذابیت و خشونته که چشمهای مخاطب رو رسماً جادو میکنه و بخش زیادی از ضعفهای سناریو رو هم پشتِ این قابهای شاهکار و هالیوودیش قایم میکنه!
رتبه ( کارکتر )
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
8/10
توضیحات ( کارکتر )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است
اگر بخواهیم روراست باشیم، شخصیتپردازی این مانهوا با محوریت یک شخصیت اصلی شدیداً کاریزماتیک جلو میره که از همون اول دلت رو میبره و پیترو رسماً یک «چَد» و غول به تمام معناست؛ جذابیت و ابهت از نگاههای سردش میباره و همچنین مهربانی و اعتقادات انسانی بر خلاف قاتل بودنش و ترکیبِ مغز یک گرگ باراندیدهی سالخورده با بدن آماده و بیستسالهاش، ازش کاراکتری ساخته که جدا از اینکه ازش بدت نمیاد کاملا حس همدردی و شخصیت خوبه رو القا میکنه و همزمان بیرحمی که که هیجان خونت رو میبره بالا و هر وقت میاد تو کادر، کل صحنه رو مال خود میکنه. اما جذابیت کار فقط به پیتر ختم نمیشه؛ برعکس خیلی از مانهواها که بقیه کاراکترها فقط نقش مجسمه یا تماشاگرِ متعجب رو بازی میکنن، اینجا رفقای فرعی و مثبتِ داستان مثل سایمون و بقیه، قشنگ وظایف خودشون رو بلدند و هر جا لازم باشه به عنوان مهرههای مؤثر به پیترو کمک میرسونن، مگه اینکه خود پیترو با اون فاز تکروی و لاتیِ خودش جلوشون رو بگیره و بگه عقب بایستند تا خودش قضیه رو جمع کنه، بهخصوص سایمون که وفاداری مشتی و بینظیری داره. در مورد آنتاگونیستها و شرورهای داستان هم، با اینکه شاید سناریو در سطح کارهای پیچیدهی فلسفی نباشه، اما اینطوری هم نیست که الکی و بیدلیل خبیث باشن؛ اکثر این آدمکشهای گردنکلفت یک دلیل واضح برای کارهاشون دارن و اون هم اینه که بازیچهی دستِ دسیسهها و مهندسی روانیِ شخصیت بده ی اصلی داستان شدن، گول وعدههاش رو خوردن و به نوعی قربانی نقشههای اون حساب میشن که این خودش به رفتارهاشون منطق میده البته که بعضی از شرور هاش هم سرفا یموش سادیسمی هستن که البته همین باعث شده موقع له شدنشون توسط پیترو حس لذت به مخاطب القا بشه. در نهایت، شخصیتپردازی این اثر نمرهی هشت از ده رو میگیره، چون پیترو دیگه یک ارکستر تکنفره نیست، بلکه رهبرِ یک سمفونی جذاب از رفقای پایهکار و دشمنهای فریبخوردهست که این ترکیب، اتمسفر اکشن و انتقامیِ کار رو قشنگ بالانس و سرپا نگه میداره و به دل مخاطب میشینه.
رتبه ( جذابیت )
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
9/10
توضیحات ( جذابیت )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است
اگه بخوایم در نهایت تیر خلاص رو بزنیم و دربارهی میزان جذابیت و سرگرمکننده بودن مانهوای پیتر قاتل نظر بدیم، باید بگم با یک اثر فوقالعاده اعتیادآور و بهشدت «هایپکننده» طرفیم که قشنگ میدونه چطور قلابش رو بندازه دور گردن مخاطب و تا آخرین چپتر ولش نکنه. این مانهوا از اون کارهاییه که شاید یک شاهکار ادبی پیچیده نباشه، اما فاکتور سرگرمی و لذت خالص توش سقف رو سوراخ کرده و جوری تو رو غرق خودش میکنه که یهو به خودت میای و میبینی بیست چپتر رو پشت سر هم بلعیدی و هنوزم تشنهی جزییات بعدی هستی! برگ برندهی اصلی این جذابیت، همون اتمسفر دارک، خفن و بهشدت لاتیِ کاره که به لطف آرت هالیوودی و صحنههای اکشنِ پشمریزونش، هر چپتر رو تبدیل به یک بمب آدرنالین میکنه و تماشای انتقامجوییهای جذاب و پر از اکشن پیترو قشنگ مثل خوردن یه نوشیدنی تگرگی وسط گرمای تابستونه و به آدم کیف میده. حتی اون ضعفهای کوچیک داستانی یا راهحلهای ناگهانی نویسنده هم زیر سایهی این همه خفنبازی، ریتم تند و ابهت خالص کار کاملاً محو میشن، چون نویسنده قشنگ رگ خواب مخاطبِ عشقِ اکشن رو دستش گرفته و ترکیبِ رفقای پایهکار و دشمنهای فریبخورده هم این قطار هیجان رو به بهترین شکل روی ریل نگه میداره. در نهایت، نمرهی من به میزان جذابیت و کشش این اثر یک نه از ده کاملاً مشتی و پرملاته، چون پیتر قاتل یک پکیج فوقالعاده سرگرمکننده، چرب و چیلی و جذاب از کار درومده که اگه دنبال هیجان خالص و اتمسفر جانویکی هستی، بدون شک یکی از بهترین گزینههاست که مجبورت میکنه پاش میخکوب بشی.