Martial Peak

ارسال شده توسط lpln

  • اکشن
  • پسرانه
  • تاریخی
  • عاطفی
1
2
3
4
5
4.8 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار N/A
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت در حال پخش

رسیدن به نقطه ی اوج هنر های رزمی، سفری به تنهایی، یکنواخت و کسل کننده ست.در مواجهه با سختی ها، تو باید زنده بمونی . فقط پس از اون میتونی از سختی ها رد بشی و سفر خود را ادامه بدی تا قوی تر بشی. عمارت بهشت، شاگردان خود را در سخت ترین شیوه ها برای اماده کردنشون برای این سفر ,ازمایش میکنن. یک روز کای یانگ جارو کش تونست یک کتاب سیاه را پیدا کنه ، که اون رو به مسیر اوج در جهان رزمی برد .

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

((((بدون اسپویل!!!))) داستان در مورد شاگرد یک فرقه هنر رزمی به نام «یانگ کای» هست. اون از بنا به دلایلی گرفتار مشکلی مادرزاد است که همین باعث شده که در فرقه اش جایگاه پایینی داشته باشد و بقیه اعضا و دانش آموزان فرقه با چشم تحقیر به یانگ کای نگاه کنن. ولی ارادۀ یانگ کای بسیار پولادین است و با وجود اینهمه مشکل و مصیبت آرزوی رسیدن به قله ی هنر های رزمی را در سر دارد ولی اوضاع قرار نیست همینگونه ادامه پیدا کند... یک پسر _ به ظاهر _ ناتوان و بی استعداد با آرزو های بزرگ!!! این سری مانها بر اساس ناول (رُمان) طراحی شده و گویا این ناول هم فروش خوبی داشته! البته فروش خوب ناول لزوما گواه بر خوب بودن مانها نیست : گویند پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل؟! مثلا طراحان مانهای Against the Gods نتوانستند به خوبی از پتانسیل ناول بهره بگیرند و کیفیت داستان اصلی را به شدت پایین آوردند ولی این اثر کامل فرق داره و توانسته از نهایت پتانسیل استفاده کنه! داستان کشش خوبی داره و اصلا یک نواخت نیست .

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

در کل مانها های چین از مانهوا های کره جنوبی کیفیت بصری داره که اگر مانهوا های نانو ماشین، سولو یا شرو بعد از پایان رو یخونید متوجه منظور بنده می شوید ! حالا شاید بپیرسید با وجود این مسئله چرا به طراحی نمره 9 دادم ؟ جواب من اینه : چون طراحی چپتر به چپتر رشد می کنه که دست مریزاد داره! :) اگر چپتر های اول رو به چپتر های فعلی مقایسه کنید متوحه عرایض بنده می شید! رنگ آمیزی مرتب رشد داشته و باعث میشه فایت های زیبایی را مشاهده کنید آرت استایل در کل خوبه ولی یه باگ کوچیک داره! بنظرم بعضی وقت ها طراحان اثر بخوبی نتونستن احساسات کاراکتر ها رو به خوبی نمایش بدن مثلا خشم. حتی اگر دقت کرده باشید در موارد انگشت شمار چشم کاراکتر ها در موقعیت مناسب قرار نگرفته و کاراکتر لوچ به نظر می رسه که البته این مسئله ممکنه بخاطر عجله باشه و حتی مانهای Against the Gods هم در گیر این مشکل هست . گرچه این مشکل رو توی مانگا و مانهوا کمتر دیدم. این مسئله یکم توی ذوقم زد و باعث شد نتونم به طراحی ، نمره کامل بدم

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

8/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

شاید با خواندن خلاصه داستان، شخصیت اصلی یعنی «یانگ کای» که با استعداد و قدرتی به ظاهر ناچیز آرزو های بزرگ در سر دارد ، او را با کاراکتر هایی همچون «ناروتو» مقایسه کرده باشید که باید بگم سخت در اشتباهین. شخصیت ناروتو مصداق این ضرب المثل معروف است : با دوستان مرّوت، با دشمنان مدارا در حالی که یانگ کای یک " ماکیاولیست " حقیقی است. بگذارید توضیح بدم ماکیاولیسم دقیقا چیه ! ماکیاولیسم یک مکتب فکری است که به پیروان آن ماکیاولیست میگن. ماکیاولیسم ده تا اصل داره که من چند تا شو میگم : ۱- همیشه در پی سود خویش باش ۲- حریص باش و آنچه را می‌توانی تصاحب کن ۳- چون فرصت بدست آوری اگر لازم شد دیگران را بفریب ۴- همه مساعی خود را به جنگ متمرکز ساز : یانگ تمام تلاش خود را برای رسیدن به حد نهایت هنر رزمی انجام می دهد و بقیه استعداد هایش در زمینه های دیگر را ابزاری برای پیشفت هنر های رزمی اش می داند 5- دشمنانت را بکش شخصیت یانگ به طور مرتب پیشرفت می کنه . فکر نکنید که چون چپتر ها زیادن سرعت داستان کمه! بر عکس سرعت داستان بسیار مناسبه! بقیه شخصیت های جانبی هم به همین شکل

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

جهان روایی داستان مرتب بزرگتر می شود و شخصیت های جدیدی می آینند می روند! بعضی وقت ها با خودتان خواهید گفت : ( ای وای یانگ کای چرا اینقدر کله شقه؟ چرا فلان مقامی را نپذیرفت؟ چرا ریاست را قبول نکرد؟ چرا از این موقعیت صرف نظر کرد؟ ) من هم اویل کمی اعصابم سر این قضایا خرد می شد ولی بعد فهمیدم که خالق اثر طوری خط داستان را تنظیم کرده که یانگ با صرفه نظر از یک سود ، سودِ بزرگتری به دست می آورد. مورد جذاب دیگر اینه که خط داستان غیر قابل پیش بینیه. وقتی همه چیز گل و بلبله یکباره جریان داستان تغییر می کنه و وقتی همه چیز خرابه معجزه وار نور امید می تابد. ادبیات جاری داستان هم جالب است . شخصیت های داستان برای خودستایی یا توضع خودشان را به صورت سوم شخص خطاب می کنن: "این استاد پیر..." "این شاگرد کوچک..." این دوگانگی برام جالب بود. در ادبیات داستان از ضرب المثل های معروف چینی هم استفاده شده : " قورباغه ته چاه از بزرگی آسمان خبر نداره" خلاصه اینکه شما می تونید ادبیات چینی را به طور خفیف در داستان حس کنید