My Beloved Oppressor

ارسال شده توسط Dobaam

  • درام
  • عاشقانه
  • فانتزی
1
3
4
5
4.9 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار نامشخص
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت در حال پخش

ستمگر عزیز من - آنت روزنبرگ، از نوادگان خانواده سلطنتی پادانیا و تنها دختر یه کاپیتان نظامیه. اون بعد از دوسال آشنایی، با خدمتگزار وفادار پدرش یعنی هاینر والدمار ازدواج کرد. همه چیز عالی بود تا وقتی که خانواده اش بر اثر خیانت شوهرش سقوط کرد. "تو تا آخر عمر کنار من ناراضی خواهی بود" آنت یهو متوجه چیزی شد و اون این بود که انتقام این مرد تازه شروع شده.

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

قلم نویسنده واقعا خوب عمل کرده. همزمان که داستان غم انگیزیه فراز و فرود های زیادی داره که خواننده رو برای اتفاقات آینده کنجکاو و هیجان زده میکنه. اوایل کار که شروع به خوندن می کنیم ممکنه احساس کنید کلیشه داره اما جلوتر که میرید میفهمید از کلیشه به دوره. (اسپویل:حتی پایان داستان هم کلیشه ای نیست با این که هپی انده و به هم بر میگردن) در کلیت نمره ام به کلیشه ای بودنش ۳ از ۱۰ عه. به علاوه بین اثار مشابه ژانر عاشقانه (اف ال پرستار-ام ال نظامی) که خوندم جزو معدود اثاری بود که موضوع جنگ رو سرسری رد نکرد و بخش عظیمی از داستان حول همین جنگ و اثراتش گذر میکنه.

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

آرت و گرافیک اینکار واقعا قشنگه. قبلا گفتم داستانش غم انگیز و گریه آوره و آرتیست خیلی خوب تونسته افسردگی، گریه، غم، انزجار و حتی خوشحالی رو تو چهره ی شخصیت ها به تصویر بکشه. باگ یا اشتباه اناتومی معمولا زیاد توی مانهواهای رومنس از آرتیست های مختلف میبینم ولی خوشبختانه چیز خاصی تو این کار ندیدم. مکان ها خیلی خوب به تصویر کشیده شده و در کل کارش واقعا ده از دهه.

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

بین آثاری که ام الش رد فلگ/پرچم سرخ هست بهترین شخصیت پردازی به این کار اختصاص داره. بخش مهمی از شخصیت پردازی، رسم گذشته و ریشه ی طرف هست که نویسنده برخلاف خیلی ها واقعا توش خوب بوده. برای مثال بعد از خواندن گذشته هینر خیلی از رفتار ها و کرده هاش برای خواننده قابل درک میشه. اینکه چرا هم از آنت متنفره و در عین حال دوستش داره و غیره. یعنی خواننده خودش رو جای شخصیت میزاره و قبول میکنه که اکثریت کار هایی که هینر انجام داده رو انجام میده. همه ی این ها به لطف هنر نویسنده اس که انقدر خوب گذشته و شخصیت رو برامون باز کرد با اینحال یک نمره کم میدم چون همین کار رو در حق آنت انجام نداد. خیلی از مسائل هینر درست و حسابی روایت شد اما راجع به شرایط آنت خیلی کم حرف زده شد. به عنوان نمونه اشاره ای به این نشد که آنت ی دختر اشراف زاده است که نسبت به موضوعاتی مثل جنگ، کشته شدن و شکنجه هیچ درک و اگاهی ای نداره و این ندونستن تقصیر خودش نیست که به خاطر یک رفتار احمقانه لایق اتفاقات این چنینی باشه و یا اینکه داستان به ما نشون نداد که خود آنت تا چه اندازه معصوم و از خود گذشته اس. خیانت شوهرش در حق خانواده اش بماند حتی بعد اینکه فهمید پدرش چه کارهایی مرتکب شده به فکر انتقام نبود و این واقعیت رو قبول کرد. اینجا وقتی خودتون رو جای انت بزارید نمیتونید کاری که انت کرد رو انجام بدید حتی اگر اعمال پدرتون بدتر میبود لااقل ی ابراز تنفر عمیقی داشتید در حالیکه انت هم احساس گناهکار بودن داشت هم رگ و ریشه اش رو رها کرد و سختی های دیگه مثل پرستاری در جنگ که اسپویل نمیکنم. خلاصه که انگار نویسنده از قصد بک استوری انت رو به اندازه ام ال داستان باز نمیکنه که خواننده خیلی بیشتر هینر رو درک کنه که رفتار هاش منطقی تر و قابل درک تر باشه.

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

بعد از اینهمه حرفی که زدم واقعا نیازی نیست در مورد جذابیت کار حرف زیادی بزنم. نویسنده ای که کلیشه ها رو نردبون نکرده که خواننده هاشو زیاد کنه و قلمش انقدر خوب هست که داستان بالا و پایین زیاده داره و واقعا هیجان زده اتون میکنه که قراره در آینده چی بشه. به علاوه که آرت و گرافیک کار خیلی قشنگه و به قولی چشم هاتون رو نوازش میکنه. در کل از پیشنهادی های ژانر رومنس و تراژدی از نظر منه. پیشنهاد میکنم اگر شروع نکردید حتما ی فرصتی بدید و امتحانش کنید که پشیمون نمیشید.