اطلاعات
- نوع
- تاریخ انتشار نامشخص
- تعداد چپتر نامشخص
- وضعیت در حال پخش
نعشهکش قبل از ورودش با بوی عجیبی که از خودش ساطع میکرد به آرومی متوقف شد. صدای ریزش سنگریزهها از بالای سقف شنیده میشد. از سمت راهرو هم صدای قدمهایی به گوش میرسید و انگار کسی دیوار کناری رو میخراشید. دستگیره در اتاق کمی بالا و پایین میرفت و شیر آب حمام حتی با وجود اینکه محکم بسته شده بود مدام میچکید. یک توپ پلاستیکی خود به خود زیر تخت میغلتید و ردپاهای مرطوبی یکی پس از دیگری روی زمین ظاهر میشدند. در ساعت 3 بامداد، چنگه در حالی که یک ساطور رو محکم در دستش گرفته بود در کنار بخاری اتاق قایم شده بود. بالاخره به تماسی که سعی در برقراریش داشت جواب داده شد. «هی صاحبخونه, منظورت از اینکه شبها ممکنه خونه کمی سروصدا داشته باشه، همینه؟!»
رتبه داستان
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
توضیحات ( داستان )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است
رتبه ( طراحی )
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
توضیحات ( طراحی )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است
رتبه ( کارکتر )
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
توضیحات ( کارکتر )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است
رتبه ( جذابیت )
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
توضیحات ( جذابیت )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است