The Count’s Secret Maid

ارسال شده توسط Fatemeh_Radfar135

  • درام
  • عاشقانه
  • فانتزی
2
4
5
5.0 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار نامشخص
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت در حال پخش

یه دختر خیلی زشت به اسم جی پائولا ال که توی یه خانواده فقیر به دنیا اومده، شانسی به‌ عنوان خدمتکار برای خانواده معروف بلونیتا استخدام میشه. اما اربابش، وینسنت بلونیتا، از وقتی که بیناییش رو از دست داده، توی اتاقش قایم شده و از ترس میلرزه. تا وقتی که بتونه دوباره با دنیا روبرو بشه، پائولا باید کاملاً یواشکی تنهایی ازش مراقبت کنه.

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

پیشاپیش عرض میکنم که من توی نقد ها زیاد آسون نمیگیرم و کمتر پیش میاد که توی ذهنم هم به مانهوایی نمره کامل بدم. این مانهوا رو من یه شب تا صبح ۹۲ چپترش رو خوندم و خب با وجود بالاتر رفتن سنم و اضافه شدن مشغله ها، این اتفاقیه که خیلی وقت بود برای داستانی برام رخ نداده بود، اگه بخوام توی یک جمله بگم «یه داستان واقعی» بود، بعد مدتها کلیشه های نخ نما توی دنیای رمنس ، یه مانهوا میدیدم که تراژدی داشت ، جنایت داشت و در بین این غم ها و سختی ها عشق با زیبایی تمام جوانه میزد و رشد میکرد، تعلیق فوق العاده ای داره، تحت تاثیر قرارت میده، با تراژدی هاش اشک میریزی و در خوشی هاش لبخند میزنی، این داستان جنبه های مثبت زیادی داره، شخصیت پردازیش رو تکمیل تر توی بخش کارکتر اشاره میکنم، اما اگه بخوام شخصیت ها رو از منظر داستانی نگاه کنم باید بگم روایت های جزیره ای رو داریم که یه در کنار هم یه منظومه تشکیل دادن بهم مرتبط میشن و هم افزایی میکنن. دلیل کم کردن یک نمره فقط یک ایراد منطقی بود که مدام ابتدای داستان باهاش مواجه میشدم و اون رفتار های محبت آمیز زیاد و صمیمیت عجیبی بود که دوستان وینسنت در اولین مواجهه با یک پیش‌خدمت داشتند، که عقلایی نبود و چیزی نبود که از لحاظ منطقی در دنیای اشراف زاده ها انتظار بره این تنها ایرادی بود که از منظر من به داستان این اثر وارد میشد.

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

طراحی کار، پنل سازی و انتقال مطالب با تصویرش واقعا مناسبه. صحنه ها کارگردانی شده و عواطف به خوبی در چهره ها نمایانه. طراحی یک مانهوا با ترکیب «عشق، غم و جنایت» مثل راه رفتن روی لبه تیغه. طراح نباید فقط به فکر کشیدنِ چهره‌های زیبا باشه، بلکه باید بتونه با خطوط و رنگ‌ها، حسِ ترس و لذت و اتمسفر غم رو همزمان به خواننده منتقل کنه. اولین چیزی که در این اث به چشم میاد، بازی با نور و رنگه. در لحظات عاشقانه، رنگ‌ها ملایم و گرم و پر نور هستن، (نه اونقدر که از حد بگذره) ، اما درست وقتی پای جنایت یا یک اتفاق تلخ وسط میاد، ناگهان محیط سرد، تاریک و پر از سایه‌های سنگین میشه. این تغییر رنگِ ناگهانی، به خواننده سیگنال می‌دهد که این عشق قرار نیست عاقبت خوشی داشته باشد و این عشق نه در دنیای خیال که با واقعیت دست و پنجه نرم میکنه. همونطور که وینسنت توی چپتر های اول به پائولا میگه: اینجا جای رویا پردازی نیست. در مورد شخصیت‌ها، نگاه‌ها حرف اول رو می‌زنن. طراح به خچبی تونسته که توی نگاه ها گرمای عشق و سایه سرد تجربیات پشت سر گذاشته ی شخصیت ها رو به تصویر بکشه. نکته مهم دیگه، نحوه چیدمان تصاویر (پنل‌بندی) است. در لحظات تراژیک و غم‌بار، استفاده از فضاهای خالی و تصاویر کشیده، حس تنهایی و بی‌‌پناهی شخصیت‌ها رو پررنگ می‌کنه. اما در صحنه‌های جنایی ، تصاویرِ تکه‌تکه و نامنظم، ضربان قلب خواننده رو بالا می‌بره.

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

هر کارکتر به خودی خود قابل شرح بود، من با خوندن ۹۲ چپتر از این کار یه بیوگرافی و تیپ شخصیت کامل در مورد هر کارکتر میتونم بنویسم ، هر کدوم از شخصیت ها چالش های خودشونو دارن و هرکدوم امتحانای خاصی دارن که باهاش سنجیده میشن و عملکرد های اون ها رو ما متناسب با روحیاتشون به خوبی توی داستان می‌بینیم، این توانمندی نویسنده رو میرسونه که چطور شخصیت هایی رو خلق کرده که هر کدوم با فرد دیگه متفاوته و شخصیتی نه سطحی که متفاوت در عمق دیدگاه هاشون دارن، از نقاط پررنگ این تثر شخصیت پردازی عمیق و مناسبش بوده و همین امر باعث شده که تاثیر گذاری داستان دو چندان بشه ، دیالوگ های هر فرد متناسب با کارکتر خودشه و در این امر نه نخ نما که با ظرافت رفتار شده.

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

چیزی که این مانهوارا را اعتیادآور و جذاب می‌کنه، دقیقاً همون تلفیق جالبیه که بین لطافت عشق و تلخیه واقعیت ایجاد میشه . اگر دنبال یک داستانِ گوگولی و ساده هستین، این اثر جای شما نیست. این مانهوا برای کسانی هست که از تراژدی‌های لایه‌دار لذت می‌برن. رمانس داستان، ذره‌ذره و در میان ترس از لو رفتنِ یک جنایت یا راز سیاسی شکل می‌گیره و توی وفاداری فداکاری ها به اوج میرسه این داستان، روایتِ تبدیل شدنِ دو غریبه به تکیه‌گاه همدیگه در دنیایی هست که هر دوی اونها رو به حاشیه رونده. جذابیتِ بصری و روایی مانهوا اینه که رابطه‌ی این دو فراتر از کلیشه‌های زیبایی‌شناسیه. کنت، پائولا رو از روی «لحنِ صدا» و «صداقتِ کلامش» می‌شناسه. برای کنت، اون زیباترین موجود شده چون تنها کسیه که در لحظاتِ ضعف، کنارش مونده. اینجاست که داستان به مخاطب سیلی میزنه که اصلا بیناییِ واقعی چیه؟ کسی که می‌بینه و قضاوت می‌کنه، یا کسی که در تاریکی، روحِ طرف مقابل را لمس می‌کنه؟