The Demon King Who Lost His Job

ارسال شده توسط TahaAghaeemaruan@gmail.cim

  • Webtoon
  • اکشن
  • فانتزی
  • کمدی
2
4
5
4.9 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار نامشخص
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت در حال پخش

پادشاه شیاطین بیکار مرلین لوسیفر فردی احظار شده از دنیای دیگر بعد از مرگ مادرش پادشاه شیاطین دوم با حقیقت دنیای وحشی شیاطین روبه‌رو شد و تمام توان خود را برای محافظت از خواهرش و فارغ آمدن بر نفرین کاهنده طول عمرش به کار گرفت. اون نهایتا بعد از کشتن پادشاه شیاطینی که او و خواهرش ظلم میکرد به پادشاه تکبر بدل گشت و شروع به فرمانروایی بر شیاطین کرد. تا اینکه... تا اینکه تصمیم گرفت به جهانی دیگر پا بگذارد و به دنبال قوی‌ترین حریف‌های ممکن برای جذب انرژی زندگی آن‌ها توسط شمشیر شیطانی ابدیت و افزایش طول عمرش باشد. اهم، یک چیزی یادت نرفته؟ خیلی مهم نیست از نظرم ولی چون میخوای میگم! به همراه دویست و سی و سومین قهرمان انسان‌ها که آرزوی برابری با مرلین و شکست او را دارد.

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

من داستان های زیادی با محوریت پادشاه شیاطین و قهرمان خوندم ولی اکثرا سریع عاشق می شدن و تموم می شد این داستان به نظرم خیلی خوب روی تضاد بین دو شخصیت و همین طور منطق با هم بودنشون کار کرده خیلی اروم احساساتشون تغییر می کنه و قابل باور هست شا همین طور ارک های زیاد و متفاوتی داره که برای به پایان رسیدن هر کدوم لحظه شماری می کنی داستان روند عجیب غریب یا خیلی پیچیده ای نداره که اگه مثلا اسم یکی دو شخصیت یادن بره کلا هیچی نفهمی از تقریبا از المان های جدیدی برای تغییر در شخصیت و احساسات کارکتر ها استفاده می کنه که اگه مثال بزنم اسپویل می شه

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

7/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

طرحی این کار از چپتر های اول خیلی چنگی به دل نیم زنه ولی رفته رفته بهتر می شه و در نهایت به چیز خوبی می رسه طراحی کاراکتر: طراحی پادشاه شیاطین به‌طور هوشمندانه‌ای ترکیبی از ابهت و کمدی است. ظاهر او شیک و چشم‌گیر است ولی حالات صورتش در موقعیت‌های کمدی به‌خوبی کشیده شده. فضاسازی: طراحی محیط‌ها خیلی پرجزئیات نیست و بیشتر روی کاراکترها تمرکز دارد. این باعث می‌شود گاهی پس‌زمینه خالی یا ساده به نظر برسد. اکشن: صحنه‌های نبرد در حد متوسط هستند؛ نه خیلی پرانرژی و خیره‌کننده، ولی قابل قبول. تمرکز بیشتر روی کمدی و دیالوگ‌هاست تا طراحی جنگ‌های حماسی.

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

به نظرم روی شخصیت پادشاه شیاطین و قهرمان داستان خوب کار شده و خواننده تقریبا به طور کامل طرز فکر این شخصیت ها رو می تونه درک کنه با هاشون فکر کنه چون هر لرک به جز شخصیت اصلی ها بقیه شخصیت ها عوض می شن مرتب کاراکتر های جدید به داستان اضافه می شه و از یکنواختی در میاد البته به بقیه کاراکتر ها در حد یه شناخت سطحی پرداخته شده و خیلی عمیق دربارشون گفته نشده پادشاه شیاطین (MC): شخصیتی خاکستری و متفاوت نسبت به تصویر کلیشه‌ای پادشاهان شیاطین در مانها. او ترکیبی از غرور، حس شوخ‌طبعی و نوعی درماندگی اجتماعی‌ست که باعث می‌شود برای مخاطب دوست‌داشتنی باشد. شکست خوردن و بیکار شدنش او را انسانی‌تر و قابل‌درک می‌کند. شخصیت‌های فرعی: بعضی همراهان او تیپیکال هستند (مثلاً قهرمان یا همراه زن با لحن کمدی)، اما نویسنده توانسته با شوخی‌ها و دیالوگ‌های غیرمنتظره به آن‌ها جان بدهد. در بعضی لحظات حس می‌شود شخصیت‌ها فقط برای پیشبرد داستان هستند و عمق زیادی ندارند. تعامل‌ها: نقطه قوت مانهاست. کل کل‌ها و دیالوگ‌های طنزآلود بین شخصیت‌ها باعث می‌شود ریتم کند داستان قابل تحمل‌تر شود.

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

پادشاه شیاطین: شخصیت اصلی ترکیب عجیبی از قدرت و ضعف رو نشون می‌ده. او همون هیولای افسانه‌ای پرابهت هست، ولی بیکاری و موقعیت‌های خنده‌دارش باعث می‌شه برای خواننده قابل لمس و دوست‌داشتنی بشه. همین تضاد ــ "موجودی که باید ترسناک باشه ولی داره دنبال یه کار ساده می‌گرده" ــ عنصر اصلی جذابیته. شوخ‌طبعی: واکنش‌های غیرمنتظره پادشاه شیاطین در موقعیت‌های عادی (مثل خرید، کار کردن یا برخورد با آدمای عادی) خیلی کمدی ساخته و باعث می‌شه مخاطب هم خنده کنه و هم دلسوزی. ایده‌ی داستان خیلی خاصه: به‌جای روایت همیشگی از نبردهای بی‌پایان قهرمان و شیطان، نویسنده سراغ "بعد از سقوط" رفته. مخاطب باهاش هم‌ذات‌پنداری می‌کنه چون مشکل بیکاری و پیدا نکردن جایگاه اجتماعی یه موضوع جهانی و روزمره‌ست، حتی اگر در قالب فانتزی گفته بشه. لحظات کمدی با چاشنی جدیت (وقتی گذشته باشکوهش یادآوری می‌شه) جذابیت رو دوچندان می‌کنه.