The Retired Saintess Raises Property Values

ارسال شده توسط HASHASHIN

  • دخترانه
  • درام
  • فانتزی
  • کمدی
4
5
5.0 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار نامشخص
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت در حال پخش

به عنوان ویراستار آرزوی هر کسی اینه که وارد دنیای مورد علاقه‌اش بشه و اونجا زندگی کنه، ولی انگار حتی اگه زندگی به این آرزوت گوش بده، بازم قرار نیست دقیقا همون باشه. این داستان من، ویراستار بدبختیه که توی داستانی بیدار شدم که نقش اول مردش کل امپراتوری رو به آتیش می‌کشه و حالا من در نقش "شوانا"، باید قبل از اینکه این قهرمان روانی همه رو خاکستر کنه، از این پایان جهنمی فرار کنم.

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

داستان از همون اول می‌زنه تو صورتت و میگه: “آره رفیق، اینجا قراره درد بکشی.” از یه شروع خیلی سنگین و تراژیک میاد جلو که توش یه مرد هی برمی‌گرده به گذشته، ولی هر بار اون دختری که دوست داره جلو چشمش می‌میره و آخرش دیگه کلاً قاطی می‌کنه و اوضاع از کنترلش در میره. بعدتر داستان میره سمت شوانا که انگار تو یه چرخه‌ی عجیب گیر افتاده؛ هی بیدار میشه، هی حس می‌کنه یه چیزی درست نیست، هی درد می‌کشه و انگار از یه جهنم مذهبی/جادویی نمی‌تونه فرار کنه. فضای داستان هم خیلی سنگینه، هم تراژیکه، هم پر از رمز و رازه، طوری که آدم دلش می‌خواد فصل بعدی رو همون لحظه بخونه. چیزی که این اثر رو جذاب می‌کنه اینه که فقط یه داستان غمگین ساده نیست؛ یه ترکیب خفن از فانتزی، درام، تناسخ، تایم‌لوپ، معما و یه فضای تاریک و ترسناکه که هرچی جلوتر میره بیشتر می‌فهمی این دنیا اصلاً جای سالمی نیست. خلاصه بگم: داستانش از اوناست که اولش میگه “خب یه مانهوا معمولی دیگه‌ست” ولی بعد می‌فهمی نه داداش، این یکی داره آروم‌آروم اعصابتو می‌جوه.

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

طراحی این اثر واقعاً خوبه و برای فضایی که می‌خواد بسازه خیلی می‌خوره. اون حس تاریکی، درد، ترس و فشار روانی رو خوب منتقل می‌کنه و هرجا لازم باشه صحنه خشن یا غمگین باشه، تصویرها کار خودشونو می‌کنن. یعنی از اون طراحی‌هایی نیست که فقط “قشنگ” باشه؛ طراحی این کار احساس‌سازه. وقتی شخصیت‌ها می‌افتن تو وضعیت بد، طراحی هم کمک می‌کنه واقعاً حس کنی اوضاع خرابه. وقتی صحنه‌ها مرموز میشن، تصویرها هم همون حس سنگین و مبهم رو میدن. خلاصه اینکه طراحی این کار جوریه که آدم میگه: “باشه، فهمیدم، اینجا قراره روح و روانم درگیر بشه.”

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

شخصیت‌ها اینجا الکی ساخته نشدن که فقط تو صفحه‌ها وایسن قشنگ باشن. هم شوانا و هم اون مرد اصلی، بار احساسی دارن و حس می‌کنی هرکدوم یه زخم درست‌درمون دارن. مرد مو مشکلی و چشم سرخ دل بر ما هم از اون کاراکترهاییه که فقط یه آدم قوی نیست؛ یه آدم شکسته، خسته و عصبانیه که انگار بار چند تا زندگی رو دوشش کشیده. همین باعث میشه بیشتر از اینکه فقط “خطرناک” باشه، تراژیک هم باشه. شوانا هم از اون شخصیت‌هایی‌ه که فقط نقش قربانی نداره؛ حس می‌کنی وسط اون همه فشار هنوز یه جور مقاومت و زنده‌بودن توش هست. اینکه هی درد می‌کشه، گیجه، می‌ترسه، ولی باز ادامه میده باعث میشه قابل‌درک و دوست‌داشتنی بشه. در کل شخصیت‌پردازی کار خوبه چون هم درد داره، هم رمز و راز، هم کشش. یعنی شخصیت‌ها فقط برای حرکت دادن داستان نیستن، خودشون بخشی از جذابیت داستانن.

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

9/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

جذابیت این کار خیلی بالاست چون از همون اول با یه شروع خفن و احساسی میاد جلو و نمیذاره راحت ولش کنی. داستان هم پر از اتفاقاتیه که هی تو رو می‌کشه جلو که ببینی بعدش چی میشه. ولی چیزی که جذابیتش رو بیشتر می‌کنه فقط داستان نیست؛ اون فضای سنگین، معمایی و پرتنشه که باعث میشه حتی صحنه‌های ساده هم یه وزن خاصی داشته باشن. از اون طرف، تم‌های تناسخ، مرگ تکراری، شکنجه روحی، و فضای مذهبی/جادویی خشن باعث میشه اثر تو ذهن بمونه. و یه نکته خیلی مهم: آخر چپترها میم می‌ذارن و این خودش یه امتیاز ویژه‌ست. چون بعد از اون همه فشار و غم و درد، یه میم خفن میاد وسط و یهو حال و هوای آدمو عوض می‌کنه. این دقیقاً همون چیزیه که طرفدارا دوست دارن. و البته نباید از سوا هم غافل شد؛ کسی که میم‌ها رو می‌سازه سواست و واقعاً هم کارش باعث میشه آخر چپترها بیشتر تو دل آدم بشینه. یعنی علاوه بر کشش داستان طرف با میم‌ها کاری کرده که آخر هر فصل آدم بگه: “باشه، فقط یکی دیگه بخونم… ولی این یکی آخریه.”