اطلاعات
- نوع مانهوا کره ای
- تاریخ انتشار نامشخص
- تعداد چپتر نامشخص
- وضعیت پایان یافته
افسانه سرباز سطح پایینی که پادشاه شد. وقتی 15 ساله بودم، دست راستم رو تو میدون جنگ از دست دادم. وقتی 24 ساله بودم، به مهارتهایی که برای بقا لازم بود، تسلط پیدا کردم. اما همیشه یه چیز رو بارها و بارها بهم میگفتند: "تسلیم شو. اگر سعی کنم سوجوتسو رو بهت یاد بدم سریعتر از چیزی که باید، میمیری و پیر میشوم. " "اما اگه فقط معلول نبودی، میتونستی هر چیزی رو که میخوای بدون اینکه چیزی عقب نگهت داره، یاد بگیری" "هی، بیا فقط گیاها رو جمع کنیم. چرا انقدر به شمشیرزنی وسواس داری؟ " "فقط مثل بقیه زندگی کن" وقتی 39 ساله بودم، دست چپم را از دست دادم و از صخره پایین افتادم. وقتی اون محصول دستساز رو بلعیدم هیچ اطلاعی در موردش نداشتم ... [جستجوی قدرتها…] - در دسترس بودن برای رشد - میل به دانش - طمع ورطه ای - قدرت و استقامت - پشتکار بی استعداد -معکوس کردن غرایز بعد از اون، به عنوان یه تازه کار 15 ساله متولد شدم. "امتیاز تجربه افزایش یافت! " "امتیاز تجربه افزایش یافت! " "امتیاز تجربه افزایش یافت! " "امتیاز تجربه افزایش یافت! " "امتیاز تجربه افزایش یافت! " از کریس مزدور فرسوده و پیر تا سرباز جوان کریس! این داستان پسر بچهای ماهر است که در میدان نبرد شکوه و عظمت پیدا میکند. این داستان مردی بدون استعداد است که فراتر رفته و از مرزها را جابجا میکند. این داستان شوالیه شدن یک مرد معمولی است. این داستان پادشاهی غیرمعمول است که از مردم خود محافظت میکند. این داستان مردی است که برای نجات قاره خود بازگشته است. امتیاز تجربه کسب شده!
رتبه داستان
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
توضیحات ( داستان )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است
رتبه ( طراحی )
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
توضیحات ( طراحی )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است
رتبه ( کارکتر )
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
توضیحات ( کارکتر )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است
رتبه ( جذابیت )
این رتبه توسط نقاد ارسال شده است
توضیحات ( جذابیت )
توضیحات توسط نقاد ارسال شده است
ممنون از وقتی که گذاشتی واسه نقد و خوشحالم که اینکار رو دنبال میکنی♥️
قابلی نداشت
عشق کردی نه
سلام از این جور مانهوا سراغ داری؟