To Me Who No Longer Loves You

ارسال شده توسط Taki-Nishime

  • دخترانه
  • عاشقانه
  • فانتزی
2
3
4
5
5.0 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار نامشخص
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت در حال پخش

خطاب به منی که دیگه دوستت نداره - پس از تحمل یازده بار بازگشت در زمان، سرانجام دوازدهمین زندگی او فرا رسید. هر بار که فریا به گذشته بازمی‌گشت، یک سرنوشت تکراری در انتظارش بود: درخواست یک‌طرفه‌ی همسرش برای طلاق. «مکس راسل»؛ نوه قهرمان بزرگ انقلاب و پسر یک کلاهبردار افسانه‌ای. تاجری جوان که بر گذشته‌ی ننگین خود غلبه کرد و به اوج موفقیت رسید. در مقابل او، «فریا راسل» قرار داشت؛ تنها دختر یک خانواده دوک که از شدت عشق به همسرش، حتی حاضر شده بود از زندگی اشرافی خود بگذرد. در تمام زندگی‌های گذشته، هر بار که مکس حرف از طلاق می‌زد، فریا مثل دیوانه‌ها به او التماس می‌کرد. اما این‌بار همه‌چیز فرق می‌کند. فریا از وابستگی جنون‌آمیزش دست می‌کشد و برای نخستین بار، حقیقت احساس مکس را می‌پذیرد: «خیلی خب، بیا طلاق بگیریم.» با این پاسخ غیرمنتظره، ثبات مکس فرو می‌ریزد. در این میان، فریا پیش پای شوهر شوکه‌شده‌اش یک شرط می‌گذارد: «دو سال. فقط دو سال به من وقت بده.» حالا فریا با تنها زمانی که برایش باقی مانده، آخرین قمار خود را در برابر سرنوشت آغاز می‌کند تا این‌بار... مکس را نجات دهد.  

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

7/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

داستان اولش بنظر میاد یه داستان کلیشه ای هست ولی نه خط زمانی و ترتیب اتفاق ها، با روند عادی بقیه داستان ها پیش نمی‌رند و یک ترتیب خاصی دارند ( برای مثال توی بقیه داستان ها شما همون اول کار متوجه می‌شید شخصیت توی زندگی که داشته چه اتفاق هایی براش افتاده و اینطوری مرده و الان برگشته به همچین زمانی ولی توی این داستان این روند به ترتیب دیگه پیش می‌ره )و همین هستش یکم داستان رو جذاب تر می‌کنه داستان بطور کلی مثل همه‌ی داستان های تکرار دوباره از زندگی هست (Relife) ولی توی این داستان خلاقیت بکار رفته و شما رو جذبش می‌کنه کلیشه های داستان قراره مثل همه ی. داستان های دیگه بره روی اعصابتون و این چیز خوبیه، شاید بپرسید چرا؟ «مگه همه ی کلیشه ها نمیرن روی اعصابمون؟» خب نه کلیشه ها بعضی وقتا ها به خوبی به کار نمی‌رند و فقط باعث یه وقفه توی روند داستان ایجاد بشه و فقط حوصله ی خواننده رو سر میبرند ولی توی این داستان به خوبی از کلیشه ها استفاده شده و شما به حد خوبی درگیرش میکنه

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

8/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

قیافه ها و استایل طراحی به اندازه کافی چشم نواز هست و چیزی داخلش نیست اذیتتون کنه و طراحیش به حالتی هست که جزئیات و کلیات درون داستان رعایت شده از دید من طراحی پنل ها و داستان اینجا یک جور حس خنثی میده و نه چشم گیره و نه حالتی داره که شما کلا نخواهید بهش توجه کنید به غیر از اون در جا هایی که اتفاق مهمی داره میوفته چیز خاصی پدیدار شده اون تنش احساس نمیشه و می توانست بهتر باشه ولی یه نقطه قوت توی همین صحنه ها اینه که میاد از زاویه دید یکی از شخصیت های حاضر توی اون موقعیت هم نشون میده و این باعث میشه اون تنش احساس بشه

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

8/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

شخصیت ها هر کدوم کلیشه های خودشون رو دارند ولی اونقدر به شخصیت ها تا این جایه داستان به نظر نمیاد بها داده باشند و شخصیت ها کلا پیش زمینه و داستان کمی دارند داستان تا این جای کار به نظر میاد هول محور شخصیت اصلی می‌چرخه و این نه چیز بدیه و نه چیز خوب؛ تعداد جنسیت شخصیت ها تقریبا رعایت شده ولی به شخصیت هایه مرد تا این جا هیچ داستان خاصی اختصاص داده نشده و البته این در باره شخصیت هایه زن هم صدق می‌کنه و در آخر به نظر میاد داستان به کلیت داره پیش می‌ره و روی جزئیات تا اینجا خیلی مانور نداده و این هم چیز مشکلی نیست و این یکی از چیز هایی که باعث میشه داستان شمارو خسته نکنه

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

8/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

همانطور که توی بخش شخصیت ها گفتم داستان داره به صورت کلیتی پیش می‌ره و روند داستان کند نیست ولی اونقدر ها هم سریع نیست که شما نفهمید چه اتفاقی افتاده داستان می‌تواند تا آخرش برای خواننده سرگرم کننده باشه و جذابیت کافی داره هم از نظر داستانی و هم از نظر طراحی، داستان خواننده رو خسته نمیکنه و هر چند وقت یک بار یک اتفاق یا یک هیجان به داستان میده و همین باعث میشه خواننده به داستان جذب بمونه؛ نمرات داستان رو شاید یک مقدار کم دادم ولی دلیلش این بود که داستان یک داستان تکراری هست و چیز خیلی جدیدی توش به کار نرفته ولی طبق همون حرف هایی که زدم داستان دوش خلاقیت به کار رفته و همین کاملا تکراریش نمیکنه