unhinged

ارسال شده توسط Z.ksh

  • اکشن
  • بزرگ سال
  • تراژدی
  • ترسناک
1
2
4
5
4.4 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار نامشخص
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت پایان یافته

داستانی درباره قتل و انتقام، “مغزهای مریض” زندگی اریکا، که به دنبال گرفتن انتقام هست‌ رو نشون میده. ۷ سال پیش، وقتی اریکا اومد خونه، جسد شوهرش که به قتل رسیده بود رو پیدا کرد. بخاطر نبودن مظنون دیگه‌ای، اریکا مجرم شناخته شد و برای تقریبا ۱۰ سال توی زندان برنامه‌ی انتقامش رو می‌چید. وقتی آزاد شد، دیگه جامعه و اخلاقیات کم کم براش بی معنی شدن. قانون ها شکسته میشن، خیلی‌‌ها جونشون‌ رو از دست میدن و البته خون هم ریخته میشه...

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

8/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

داستان خيلي جذاب و متفاوتيه. موضوع اصلي داستان كه انتقام گيري اريكاست جالبه. چون تا به اينجا خيلي خوب پيش رفته و خسته كننده نيست و هر چپتر اتفاقاي جديدي ميفته. با اينكه شايد اتفاقاي هر چپتر به انتقام گيريش مربوط نشه ولي انقدر غير قابل پيش بيني و هيجان انگيزه آدم واقعا سورپرايز ميشه. و دوست داره هي بيشتر بخونه و بره جلوتر تا ببينه چي ميشه. جز مدل كاراييه كه شبيهش رو كم تو كرونكو ديدم. هر چي ميريم جلوتر و با داستاناي شخصيت هاي ديگه هم آشنا ميشيم، ميفهميم چرا واقعا "مغزشون مريضه" D: و هرجا كه سوال برانگيزه چه مستقيم چه غير مستقيم، جوابش رو ميفهميم. و وقتي تا به اينجا انقدر اتفاقات جالب و جذاب افتاده، مطمئنا جلوتر از اين هم جذاب تر ميشه. كار خيلي خوبيه و من به شخصه خيلي ازش خوشم اومد و متفاوت بودنش رو دوست داشتم.

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

7/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

نسبت به كارهاي چيني يا كره اي كه در سايت خوندم، نقاشي چپترها اونقدر با جزييات و ريز و دقيق نيست. ولي اينكه جاهايي كه توشون حرف ميزنن سفيد ساده نيست و ميشه نقاشي رو زيرشون كمرنگ تر ديد خيلي جديد و جالب بود. تفاوت شخصيت هارو ميشه تو مدل نقاشيشون ديد. حسي كه القا ميكنن دقيقا مثل خود شخصيت هاست. چهره هاي ترسيده خيلي خيلي خوب كشيده شده. آدم واقعا دلش ميلرزه! يه سردي خاصي توي نقاشي ها هست كه دقيقا مثل حال و هواي داستانه. بي اعتمادي و ترسي كه اريكا نسبت به بقيه داره رو ميشه قشنگ فهميد. از يه طرف وقتي راجب شوهرش حرف ميزنه يا خاطراتش يادش مياد از رنگ هاي گرم تر استفاده شده و حسي كه القا ميكنه شاد تره. نسبت به كاراي ديگه چپترا يكم كوتاه تر هست ولي از جذابيتش كم نميكنه.

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

چيزي كه از همه بيشتر تو اين داستان دوست دارم شخصيت هاشه! شخصيت پردازي فوق العاده‌ست. هيچيشون شبيه هم نيست. همشون مرموزن. مدل كشيدن هر شخصيت مختص خودشه و كاملا با اون يكي فرق داره. يكي از شخصيت ها هميشه يه جعبه قرمز رو سرشه و تا حالا قيافش رو نديديم. نفهميديم پسره دختره :))) اون يكي بچه تره و حتي تو كارا و رفتارايي كه هم كه ميكنه ميشه فهميد دست و پا چلفتيه. اون يكيم كه از زمين و زمان متنفره. هركدوم رفتاراشون اوايل شايد عجيب و رو مخ باشه ولي بعدا كه ميبيني چه سختيايي كشيده بودن و چرا اينجوري شدن، يكم بيشتر دركشون ميكني. هيچكس از اول مريض نبوده، آروم آروم مريض شدن و همين سيري كه نشون ميده واقعا جالبه و زندگياشون و فكري كه پشت هر داستان شده واقعا عاليه و مشخصه روش وقت گذاشتن! تازه كنار همديگه بازم مريض تر ميشن. چه شخصيت اصلي چه بقيه شخصيت ها. انگار اصلا هدفشون هم همينه :)) همشون رازهايي دارن كه از همديگه قايم كردن و اينكه اتفاقي يا عمدي از رازهاي همديگه سر در ميارن و بعدش چي ميشه واقعا خفنه و ترسناك و شوكه كننده‌ست.

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

8/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

چيزي كه از همه بيشتر اين مانهوا رو جذاب ميكنه، غير منتظره و غير قابل پيش بيني بودنش و شخصيتاشه. هرروز اتفاقاي جديدي ميفته كه تكراري نيست. داستان روند تكراري اصلا نداره و واقعا هر چپتر جالبه. اريكا به دنبال قاتل شوهرشه و تو اين راه انقدر آدماي جديد ديده و اتفاقاي جديد و عجيب براش افتاده كه آدم اصلا يادش ميره ميخواست انتقام بگيره :))) حيف كه يكم كوتاهه. شخصيت ها و رشدشون به مرور در هر قسمت، فلش بك هايي كه از گذشتشون ميزنه، تاثيرات آدماي قديمي و شخصيت هاي جديد تو زندگياشون نشون ميده مسير داستان چجوري پيش ميره و جالب و جذاب ترش ميكنه. داستانش جديد و متفاوته و من همينشو دوست دارم. ممنون از كسايي كه روي اين كار زحمت ميكشن!!