Welcome to the Rose Mansion

ارسال شده توسط Mobarake

  • ترسناک
  • درام
  • رمز آلود
  • عاشقانه
4
5
5.0 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار نامشخص
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت در حال پخش

زندگی ریچل هاورد بعد از مرگ پدرش، سخت و آشفته شد. طبق قوانین پادشاهی، به خاطر دختر بودن، وارث خانواده محسوب نمی‌شد و هیچ ارثی به او نرسید. برای رهایی از شر بدهی‌ها و ازدواج ناخواسته با مردی که هم‌سن مادرش بود، باید انتخابی می‌کرد.در همین حین، از طرف خانواده‌ی اوتیس، معتبرترین خانواده‌ی کشور، به او پیشنهاد تدریس با حقوق بالا در عمارت رز داده می‌شود. اما این عمارت مرموز و پوشیده از گل رز، مکانی عادی نیست. قوانین خاصی دارد و اتفاقات عجیبی در آن می‌افتد. ریچل به ناچار، این پیشنهاد را قبول کرده و به عمارت می‌رود. «خانم ریچل هاورد، به خوشبوترین قبرستان کشور خوش اومدید!»

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

فکر میکنم اگه به این کار امتیاز کامل ندم دیگه نباید به هیچ مانهوایی تو این ژانر این امتیاز رو بدم. در معنای واقعی کلمه این داستانیه که توسط یه استاد نوشته شده، پیچش داستانی از همون اول درگیر کنندست و خیلی زود به اوج خودش نزدیک میشه. تمام رازهایی که مربوط به عمارت رز هست و تک تک فاکتورهای داستانی طوری مثل پازل به هم چسبیده میشن که صدها طرحواره رو تو ذهن مخاطب ایجاد میکنه ولی این داستان همینجا تموم نمیشه، درست وقتی به قله میرسه متوجه میشیم که این فقط یه تپه از چیزی بوده که این داستان داره، هرچپتر داستان طوری پر از رمز و راز پیش میره که بشکل باورنکردنی سرگرم کننده باشه. اگه بخوام نمونه داستانی بیس این سبک رو معرفی کنم فقط یه شاهکار دیگه به ذهنم میاد: مانگای بلک باتلر. توی بلک باتلر ما داشتیم داستان رو از داخل عمارت دنبال میکردیم و تو این مانهوا ما به عنوان یه شخص سوم که وارد عمارت شده دنبالش میکنیم البته با کلی تفاوت ساختاری و عنوانی. تعداد رازهایی که باید تو این داستان برملا بشه بقدری زیاد و بقدری تراژدیکه که اصلا دلم نمیخواد اینجا اسپویل بشه. در نهایت برای توصیف این حس ترس، رازآلود و ملایمتی از عشق که تو هر چپتر زیباتر میشه، تنها چیزی که میتونم باهاش داستان رو توصیف کنم یه عبارته: پیچش داستانی شاهکاری که هر مخاطبی رو جذب میکنه!

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

سبک طراحی بشدت متفاوت و با سبک داستان همخونی شدیدی داره. آرت به مرور حتی بهتر هم میشه و توجه به جزئیات رنگ و سایه و برجسته کاری ها تو چپترهایی که اللان منتشر شده به اوج خودش رسیده. آرت زنده و پویا تمام پلن هارو نشون میده و هیچ جاافتادگی حس نمیشه، بقدری با دقت که هر تغییر کوچیکی تو طراحی باعث میشه مخاطب یقین پیدا کنه که این تغییر به داستان مربوطه. درست مثل غروب پر رنگی که ریچل و مادرش خداحافظی کردن، فکر کنم همه تو اون پلن یاد حرف مرد کالسکه ای افتادیم که چندین چپتر قبل میگفت بعد از غروب از جنگل سیاه عبور نکنید و درست چندین چپتر بعد از اون ماجرا ما فاجعه رو به چشم دیدیم! چنین جزئیات هیجان انگیزی باعث میشه ذهنت رو به کلی به دست آرتیست بسپاری و بهش در مورد رنگ و بوی تاریک و روشن و گاهی کلاسیک هر پنل اعتماد کنی. از همین نقطه دست دستیار آرتیست هم میفشارم؛ برجسته کاری ها و سایه اجسام تو هر چپتر بهتر و زنده تر میشه.

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

سه گانه شخصیت های راجرز، آلن و ریچل به قدری عمیق و بقدری با جزئیات ساخته شده که بسختی میتونم تصمیمی بگیرم شخصیت اصلی یک نفره یا هر سه نفر به نوعی شخصیت اصلی محسوب میشن. هر شخصیت در عمارت رز حتی کم اهمیت ترین ها مثل بکی خدمتکار یه نور امید برای مخاطب تو این عمارت نفرین شده هستن، با خودت میگی: یه آدمیزاد دیگه هم اینجا بود پس! از دوقلوها گرفته تا راجرز، ریچل، آلن تمام خاندان اوتیس و حتی خدمتکارها طوری شخصیت پردازی شدن که سوالات بیشتری از گذشته مطرح کنند و بطرز محشری موفق هم بودند. به ندرت میشه شخصیت بی اهمیتی تو داستان دید که شخصیتش تکراری باشه، برای مثال مگی حتی تا قبل از اینکه تصویر چهرش وارد داستان بشه بخاطر نامه نگاری هایی که با ریچل میکرد تماما توی داستان حضورش حس میشد و شخصیتش از روی نامه ها و نوشتارش کاملا نمایان شده بود. چنین ریزه کاری های عمیقی به مخاطب این اجازه رو میده تا توی داستان غرق بشه و رشته ذهنیش بخاطر فکر کردن به باگی که وجود نداره خراب نشه.

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

10/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

رو راست بگم، اگه تو این سبک اینکارو نخونید یه شاهکار بصری و یه داستان بیمانند رو از دست دادین که تاحالا مثلش در صنعت مانهوا نبوده و بعد از این هم بعید میدونم کاری به این همه چیز تمومی بدون اسکی شدن و کلیشه ساخته بشه. امتیازی که بهش دادم نه بخاطر اینه که طرفدارشم و نه اغراق محسوب میشه، این کار از خیلی لحاظ ها 10 از 10 عه و هیچ نقطه ای برای ایرادگیری ازش رو باقی نگذاشته. از چپتر 4 به بعد شما مثل یه خوره تمامش رو پیش به جلو میخونید و به خودتون میاین و میبینید به آخرین چپتر منتشر شده رسیدید ولی هنوز ازش سیر نشدین. منتها از همینجا به خوانندگان آینده دو تاکید اساسی دارم: یک، اینکارو به هر دلیلی و به هر شکلی برای خودتون اسپویل نکیند، کامنت های اسپویل هم نخونید اصلا ابدا! دو، به هر نحوی به قانون اول پایبند بمونید! پ ن: حتی نقدهارو هم با دقت و مسئولیت خودتون بخونید.