When I Quit Being A Wicked Mother-in-law, Everyone Became Obsessed With Me

ارسال شده توسط Zenshiro

  • Isekai
  • تراژدی
  • عاشقانه
  • فانتزی
1
3
4
5
4.9 / 5

اطلاعات

  • نوع
  • تاریخ انتشار نامشخص
  • تعداد چپتر نامشخص
  • وضعیت پایان یافته

وقتی چشم هام رو بار کردم زندگیم ازین رو به اون رو شده بود ، بعد از مرگ توی یکی از رمان های موردعلاقم تناسخ پیدا کردم. اما...اما چرا باید به عنوان مادر شوهر شرور به زندگی برمیگشتم...؟! انریچه ظالم ترین زن رمان که بخاطر کارای رعب آوری که کرده توسط شخصیت اصلی مرد رمان به مرگ محکوم میشه...!! یعنی قراره خانوادم ازم متنفر باشن و اینطوری بمیرم...؟! باید هر طور شده دل شخصیت اصلی زن رو بدست بیارم ، تا بتونم به زندگی آروم داشته باشم...!

رتبه داستان

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

7/10

توضیحات ( داستان )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

داستان این مانهوا از همون اول یه حس خاص داره که آنریچه یه زنه که توی دنیای خودش از بی توجهی مادر و مادربزرگش خسته شده و در نهایت خودکشی می کنه اما بعد از مرگ خودش رو توی بدن یه مادر شوهر میبینه که نکته قشنگش اینه که این بار تصمیم می گیره مسیرش رو عوض کنه و زندگی متفاوتی بسازه. این داستان از این نظر قشنگه که به جای کلیشه های بازگشت در زمان و انتقام روی بازسازی روح و جبران با مهربونی تمرکز داره اوردن ایلینا از یتیم خونه هم بُعد انسانی قوی ای به قصه داده و باعث میشه رابطه بینشون حس واقعی پیدا کنه. ولی از اون طرف ریتم داستان بعضی جاها خیلی تکراری میشه یعنی بیشتر روی زندگی روزمره یک خانواده در حال ترمیم نشون داده میشه و سریع هم رفتار اعضای خانواده که به اون ها بدی شده بود سریعا با آنریچه بهبود پیدا می کنه و تحول آدم‌ها یه‌ذره سریع تر از حد طبیعیه و مثلا واکنش ها به تغییر رفتارش خیلی زود مثبته در حالی که می تونست با کشمکش و تردید همراه بشه تا طبیعی تر جلوه کنه. در کل داستان حس گرمی داره درگیرت می‌کنه و پیام فرصت دوباره برای مهربونی رو قشنگ منتقل می‌کنه حتی اگه بعضی جاها کمی ایده‌ آل‌ گرایانه پیش بره.

رتبه ( طراحی )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

7/10

توضیحات ( طراحی )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

طراحی این مانهوا خیلی چشم نواز و حرفه ایه که چهره ها و حالت های شخصیت ها به‌خوبی احساساتشون رو منتقل می‌کنه مخصوصا آنریچه و مکس که حتی مواقعی که آنریچه با مادرش رو برو میشه و با احساسات درونی آنریچه واقعی میجنگه اون قسمت ها واقعا طراحی خوبی داشت و حالت های درونی و تغییرات احساسیش رو حس می کنیم و همچنین رنگ‌بندی ها اغلب ملایم و شاداب هستن ولی به خوبی حس فانتزی و رمانتیک داستان رو منتقل می کنن کمی تو طراحی جنگل و کوه دشت اینا کم کاری شده لباس ها و محیط ها هم دقیق طراحی شدن و واقعا حس عمارت های اشرافی و فضای داستان رو بهت میدن.

رتبه ( کارکتر )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

8/10

توضیحات ( کارکتر )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

آنریچه شخصیت اصلیه و نقطه قوت داستانه که قبلا زندگی پر از بی محبتی و فشار داشته و وقتی وارد دنیای رمان میشه تصمیم می‌گیره دیگه مادر شوهر شرور نباشه و عاشف بچه ها باشه و باهاشون وقت بگذرونه که این تغییرش باورپذیره و رشد شخصیتش طبیعی جلوه می کنه می بینی که از اشتباهات گذشته درس می گیره و با مهربونی و تدبیر رفتار می کنه که همین باعث میشه مخاطب باهاش همدلی کنه و علاقه مند بمونه. ایلینا هم شخصیت مهمیه دختری که از یتیم خونه آورده شده و به عنوان عروس وارد خانواده میشه و برخورد آنریچه باهاش در ابتدا محترمانه و مراقبانه هست و همین باعث میشه رابطشون جذاب و واقعی باشه. شخصیت‌های اصلی دیگه مثل پسر آنریچه و شوهر آنریچه دوک و مادر دوک بسیار خوب طراحی شدن و عمق زیاد و تاثیرات زیادی توی داستان دارن و همچنین چندتا شخصیت دیگه تو داستان مثل سرخدمتکار عزل شده یا سرخدمتکار جدید و همچنین خدمتکارا خیلی شخصیت هایی هستن که با فکر ساخته شدن و در داستان ازشون استفاده شده.

رتبه ( جذابیت )

این رتبه توسط نقاد ارسال شده است

7/10

توضیحات ( جذابیت )

توضیحات توسط نقاد ارسال شده است

درواقع ایده تقریبا تکراری داره مادرشوهر شرور که مسیرش رو تغییر می ده و همه اطرافیان عاشقش می شن اما با این حال چیزی که این اثر رو جذاب و متفاوت می کنه پرداخت دقیق به احساسات و روابط آنریچه با بچه ها و اطرافیانشه. دیالوگ ها و لحظاتی که آنریچه برای مراقبت و حمایت از بچه ها صرف می کنه و حس واقعی و گرمی به داستان می ده و باعث می شه مخاطب حالش خوب بشه که همچنین روند عاشق شدنش با دوک بامزه و قابل قبوله که بازم این ایده تکراری هستش باید بنظرم برای اینکه این داستان با بقیه داستان های دیگه رقابت پذیرتر کنه باید روند عشقشون رو بصورت بهتری روایت می کرد. ضعف اصلی اینه که ایده کلی داستان نوآوری زیادی نداره اما عمق احساسی و روابط بین شخصیت ها این کمبود رو تا حد زیادی جبران می کنه اما درکل یک داستان سرگرم کننده هست.