اولین انسان اولیه‌ی زمین سالها جنگید و تبدیل به ایزد زمین شد و حالا دیگر کسی نمی‌تواند او را شکست دهد اما این وضعیت و وسواس بیمارگونه او نسبت به مبارزه، او را دیوانه می‌کند. وی از شدت جنون تصمیم به تسخیر بدن یک دانش‌آموز دبیرستانی در شرف مرگ را می‌کند. در همین حین، ایزدان دیگر بر علیه او شورش می‌کنند. آیا او قادر خواهد بود بر مبارزات بدن جدید و ضعیف خود غلبه کند و به لذت بردن از نبرد ادامه دهد؟ آیا می‌تواند جلوی طغیان ایزدان دیگر را بگیرد؟ یا سرنوشتش نابودیست؟