کارل ولیعهد قلمرو هاردخال، درست مثل هر ولیعهد خوب دیگه ای سعی میکرد به بهترین ورژن خودش برای رهبری ملت اش برسه، تا اینکه مریضی ای پا گیر کشورش شد، مریضی به اسم دافنه که همه رو تبدیل به چوب و درختای خشک میکرد. خانواده اش که سعی در نجات مملکتشون داشتن تو این راه از بین رفتن و قلمرو همسایه ای که قدرت مبارزه با اون ها رو داشت از قصد، دیر بهشون کمک رسوند و خواهر کارل از دست رفت. کارل هم مجبور شد به عنوان دانشجوی انتقالی به آکادمی لمپس بیاد ولی اونجا فرقی با یه گروگان نداشت…