“یه آدم بی عرضه که فقط جادوی حصار بلده جایی توی گروه ما نداره. ریکوتو گاردمن، تو اخراجی!” ریکوتو، جادوگری بود که برای کمک به شاهزاده و فتح دانجن ها عضو یه گروه شده بود، اما بخاطر رفتار تبعیض آمیز شاهزاده، خلع عنوان شد و از کشور تبعید شد. تنها کسی که شاهزاده ی تبعیدشده رو آروم میکنه فلیره، دختری که باهاش توی یه یتیم خونه بزرگ شده بود. فلیر توی تبعید هم ریکوتو رو تنها نگذاشت. ریکوتو بی صبرانه مشتاقه که یه سفر آرامش بخش رو با کراشش و دوست دوران کودکیش شروع کنه. اما، امکان نداره که دنیا قویترین جادوگر حصار رو نادیده بگیره-مردی که تک و تنها خط دفاعی یه کشور رو حفظ کرده بود. با رفتن ریکوتو و غیرفعال شدن حصار قدرتمندش، کشور رو به سقوط میره. اما حتی اگه پادشاه به پای ریکوتو بیفته، اون دیگه برنمیگرده!