خلاصه: سینا رویل، که یه شکارچی خفن رده D هست و داره هیولاهای یکی بعد از دیگری میکشه، یهو میفهمه که اون شخصیت اصلی نیست و دنیا حول اون نمیچرخه…! در واقع اون یه کاراکتر کاملاً فرعی و بی اهمیته که پرتاب شده وسط یه رمان عاشقانه کلیشه ای به اسم “رازی در گلفروشی”. بدتر از اون؟ اون دقیقاً همسایه ی النه، همون شخصیت زن اصلی داستان که دورش پر از آدم های عاشق پیشه و خواستگاره! خب، سینای بدشانس تصمیم میگیره به جای بازی کردن نقش یه شکارچی، تبدیل بشه به یک “الهه ی ازدواج”^^ اون میخواد مسیر داستان رو عوض کنه و یه شخصیت فرعی جذاب به اسم دیون فراوِل رو که فردی پر رمز و رازه، به زور بندازه تو دل الن. اما دوک رشاد کارلمن هم که از اول قرار بوده نقش “پسر جذاب اصلی” رو بازی کنه، میاد وسط بیاید ببینم سرنوشت چه بازی هایی با سینا، دیون، رشاد و حتی خود الن قراره بکنه~ #مترجم: این کار درخواستی یکی از بچه ها تو کامنتا بود، اگه کاری هست که مدنظرتونه و میخواید براتون ترجمه بشه، اسمو بگید تا بررسی کنم🍬