خلاصه: _تناسخ پیدا کنی تو یه داستان فانتزی، و دوست دوران بچگی شخصیت زن اصلی باشی اما از خدمتکارم باهات بدتر رفتار شه؟! _نامزدت داره جلو چشات به خاطر دوست صمیمیت تحقیرت ‌میکنه، مسخره ی خاص و عام میشی و در آخر آدم بده تویی…؟! لاریت آنسی که یه عمر شده بود خدمتکار شخصی بهترین دوست و نامزد عزیزش، بلاخره به خودش میاد تا بتونه یه جوری از سرنوشت وحشتناکش تو آخر داستان فرار کنه، اما واسه اینکار اول از همه نیاز به یه حامی داره، و چه کسی بهتر از شخصیت شرور داستان^^! _باشه، شخصیت اصلیو ولش میرم با شرور اصلی دوست میشم!!