هوگوک از بچگی آرزو داشت که مثل تائوییستی بشه که یه بار جونشو نجات داده بود. برای همین به مدرسه‌ی کوه یانگ‌ جیاو رفت، اما نه استعدادی داشت، نه ذره‌ ای انرژی که نشونه‌ ی تائوییست شدن داشته باشه… آینده‌ش کاملاً مثل یه بن‌ بست به نظر می‌ رسید. تا اینکه یه روز یه دسته غول که دنبال یه «روح خاص» می‌گشتن، متوجه شدن هوگوک می‌تونه صدای ارواح رو بشنوه. از همون لحظه کابوسش شروع شد. مدرسه‌ ی کوه یانگ‌جیاو رو به آتیش کشیدن و دوستاشو بی‌رحمانه کشتن. هوگوک به سختی جون سالم به در برد… و همون‌ جا با خودش عهد کرد هر طور شده تائوییست بشه؛ تا همه‌ی غولا رو نابود کنه و از چیزایی که براش مهمه محافظت کنه. این فقط شروع داستانشه…