کانگ دا او یک روز برای ماهی گیری بیرون میره به امید اینکه چیزی گیر بیاره ولی نمیدونست که قراره زندگیش عوض بشه. اون همیشه آرزو داشته که دنیا رو بدست بگیره و به اوج برسه. دوست داشت همه بهش احترام بزارن. -توی دنیای امروزی، ثروت و شهرت فقط با استفاده از ارتباطات‌ قوی بدست میاد و بازنده‌ای مثل من فقط زیر دست و پا له میشه… اونجا بود که کسی رو میبینه که تغییرات اساسی توی زندگی دا او ایجاد میکنه. -اگر فرصتش رو داشته باشی، اون وقت چیکار میکنی؟ -دهن همشون رو سرویس میکنم.