میری یه ناول بر میداری، میخونیش، میگی واااااااااااااااااااااااو. و همین وااااااااااااااااااااااااو زندگیتو تغییر میده و میشی قهرمان. بعد نویسنده کِر*** اهم، یه چیزیش میریزه وتو رو میندازه وسط کلیشه های بی پایان پایان کار. و میبینی که خودتیو و یه خود بی اسمو و کلیشه… خب… برین بخونین که شخصیت اصلی با اینکه دختره، پسره. و پسرا هم کراش… خب