اطلاعات جانبی

رتبه بندی ارسال رتبه

4.9 / 5
5 30 
4 1 
3
2 1 
1

نام نویسنده

وارد نشده است

نام ژاپنی نویسنده

وارد نشده است

محل تولد

وارد نشده است

تاریخ تولد

وارد نشده است

جنسیت

وارد نشده است

خلاصه داستان

عشـق اولـم، پدرمو کشت.
“ادامه بده رکسانا، التماس کن.”
یعنی این مردی که شمشیر خون آلودشو جلوی گردنم گذاشته، تویی؟
“کی می‌دونه؟ شاید اگه با اون صورت خوشگلت واسم دلبری کنی، از جونت بگذرم.”
لب‌هایی که زمانی با مهربانی به رکسانا لبخند می‌زدن، الان فقط حرفای نیش دار به زبون می‌آوردن.
چشمایی که زمانی با لطافت می‌درخشیدن، با جنونی وحشتناک پر شده بودن.
و تو دستای کوچیک و گرمی که زمانی می‌شناخت، شمشیر تیز و سردی بود.
رکسانا، با بدن کثیف و پر از خون، بی روح بهش خیره شد.
آخرش هم، مجبورم تقاص گناهان پدرمو با مرگم پس بدم.

دونیت بیشتر بدانید سیستم دونیت سیستمی جهت حمایت بیشتر دست اندرکاران این کار می باشد با این حمایت دست اندرکاران باعث افزایش سرعت بروز رسانی و ادامه این کار می شود پول حمایت به صورت مستقیم برای دست اندرکاران این کار انتقال داده می شود

  • ۵

    مشارکت کننده

  • ۳۵

    چپتر

  • ۴۰۰

    قیمت ( تومان )

شخصیت های این داستان واقعی نبوده و ساخته ذهن نویسنده می باشد
در صورت ارسال نقد و تایید آن در کرونکو 5 چپتر رایگان به عنوان هدیه دریافت کنید ارسال نقد